نظرات وعقاید من

نظرات وعقاید من

عقیده دارم اسلام مشکل ایران است نه حکومت آخوندی

3-روزه

 رکن دیگر  روزه است،یعنی باید در یک ماه از بدترین رژیم غدائی استفاده کرده تا دینتان  کامل تر شودیعنی از صبح علی الظلوع هیچ نمیخوری تا پس از غروب آفتاب و تا آفتاب رفت شروع می  کنی به خوردن، انگار از آفتاب خجالت میکشی یا بایداگر خواستی بخوری به گونه ای  عمل کنی که انگار  مال مسروقه داری و باید بدور از دید مردم باشد پس آداب روزه این است، از غروب آفتاب شروع به خوردن کرده و جبران مافات را میکنیم و بعد میخوابیم ومجددا در سحربلند شده سحری  میخوریم وتا قیل از طلوع آفتاب ادامه دارد .

آیا واقعا این رژیم غدائی درست است؟آیا همیشه نگفته اند بعد از خوردن نخوابید؟آیا ساعتها نخوردن و یک مرتبه ظرف چند ساعت خوردن جهاز هاضمه را به هم نمیریزد؟

که ما به این مسائل هم کاری نداریم به عبادتمان میرسیم وبه مسلمان شدنمان

راستی باید بدانید این ماه را رمضان وماه میهمانی خدا میدانیم و البته مانده ام خداوند با این همه کرم چرا میهمانیش را با نخوردن برگذار میکند؟از طرفی هم  بگویم ما نمیخواهیم در کار خدا دخالت کنیم وبایدبه سراغ مسلمان شدنمان برویم .

حال میرسیم به حواشی این ماه ،از آنجائی که با این نوع رژیم غذائی دهانمان بوی نامطبوعی میدهد هیچ جای نگرانی نیست زیرا این بو از بهترین عطور است و هر که این بو را استشمام کند انگار عبادت کرده ایم پس بهتر است تا میتوانیم از این بو استفاده کنیم .

از دیگر موارد این ماه شب های عبادت است که به ایام احیا معروف است که لوازم مورد نیاز یک جلد فرآن است و رفتن  به یک مسجد و هنگامی که به آنجا رسیدید تا میتوانید گریه کرده وزار بزنید والبته این قرآن را بر سر گداشته تا انرژی حاصله به سرتان وارد شود البته از همان پشت جلد ونیازی به باز کردن نیست و همانطور که گفتم فقط گریه کنید وکاری هم به صحبت های مداحی هم که میخواند نداشته باشید چون فارسی وعربی خوانده واصلا نگران نباشید  امید است بعدا وقتی مسلمان کامل شدید و عربی یاد گرفتید میتوانید به کلاس آموزش مداحی رفته و از پیچ وخم این نوع آواز ها با خبر شوید ولی الان خیلی زود است

باری امید است بتوانید از این ماه حسابی خانه در بهشت بسازید و نامه اعمالتان را سفید کنید .

قسمت دوم:فروعات دین

1-حج:

باید برویم سراغ  مستحبات  یا اعمالی که در فروع دین لازم است انجام دهید :

همانگونه که گفتم برای نماز باید به سمت خانه خدا ایستاده و عبادت کنید حالا در رابطه با این خانه باید اصلاعاتی داشته باشید ،این خانه در عربستان ودر شهر مکه است این خانه قبلا بت خانه بوده ومحل تجارت و ضمن تغییر در شکل آن ،ماهیتش بدانصورت تفاوتی باقبل از ظهور اسلام ندارد ،از آنجائی که عربستان صحرائی بی فایده وبلا استفاده بوده و هیچ منبع درآمدی نداشته باید یک منبع درآمد برای این کشور ساخته میشده و آیا بهتر از این دکان چیز دیگری بوده؟

ای وای بر من که بین آموزش مسلمانی به بیراهه رفتم وکفر گفتم ای نو مسلمانان به بعضی ار حرفهای من توجه نکنید.

برای این فریضه به دو گونه میتوانید عمل کنید یا به صورت موقت که به آن عمره گویند یا دائم که به تمتع معروف است ،اگر از نام موقت استفاده کردم میخواستم در اذهان موضوعی را زنده کنم اگر یادتان باشد در قدیم پس از تولید یک خودرو از پلاک موفت استفاده میشد و پس از ثبت وطی مراحلی پلاک دائم اختصاص میدادند و از آنجائی که برای رفتن به حج تمتع باید سالی یک بار اقدام کنند و اعراب هم که نمیخواستند از این منبع تچاری فقط سالانه نصیب برند در کنار حج تمتع نوعی حج به نام عمره یا همان موقت را بوجود آوردند که این منبع درآمدی همیشگی باشد البته در ایران این نوع حج به حجی لوکس تبدیل شده که بیشتر افراد ثروتمند قادر به رفتن هستند . بگدریم در اصل کاری به این مسئله ندارم و در حاشیه کلامی گفتم ،همانگونه که میدانید این خانه که منتسب خداست قبلا بت خانه اعراب بوده و پس از طی فرایندهائی به خدا واگدار شده و حالت مقدس پیدا کرده که من علتش را نمیدانم ؟

چرا اینجا را خانه خدا میدانند زیرا خداوند مالک همه جاست و در هر جائی به راحتی با بندگانش ارتباط بر قرار میکند ویا بهتر اینکه  بگویم خدائی که انسان را آفریده در همه جا میتواند با مخلوقش رابطه داشته باشد ولی قرار شد در دین تجسس نکنیم .

میپردازم به آموزش مسلمانی ،به مگه میروید ویکسری اعمال نجام میدهید ومیشوید حاج آقا یا حاجیه خانم مثلا 7مرتبه به دور خانه خدا میگردید که البته به نظر من اگر 70بار بچرخید بهتر است یه جورائی حجتان محکمتر میشه ولی نه ،همان 7 مرتبه کافی است چون خسته میشوید .  اگر یادتان باشدگفتم بروید کلاس عربی یا کتاب آموزش عربی را بخوانید زیرا در اعمال حج اگر خدای ناکرده،خدای ناکرده نماز مخصوص اعمال حج را اشتباه بخوانید تمام زنان به مردان عالم و بلعکس حرام   میشوند و میتوانم بگویم یکی از بلایای طبیعی نازل میگردد پس حسابی حواستان جمع باشد اگر عربی یاد نگرفتید اصلا قید رفتن به حج را ازبزنید ولی اگر به حج بروید یک رتبه اجتماعی برای خودتان کسب کرده اید و در پرانتز بگویم اگر در پشت این نقاب عملی انجام دادید اشکالی ندارد زیر ا پیدا نیست وباید موضوعی را بگویم  واینکه اگر وضع مالی خوبی داشتید به این سفر بروید چون واجب است پس حاجی شدنتان مبارک .

مابقی را در بخش دیگر میگویم . 

 

 

 

 

 


 

 



نویسنده :علی رضائی - ساعت 15:23 روز چهارشنبه ۱۲ اسفند ۱۳۸۸   |    نظر دهید   |    لینک ثابت   |   

مقدمه

برای رسیدن به باور در هر دینی باید تحقیق کرد چزا که بعضی معتقدند برای آرامش دیندار میشوند و به دنبال نقاط مثبت هستند تا به والاترین درچات برسند ولی دین از نوع اسلامی اینچنین نیست واگر به کتابهای مرجع این دین سری بزنیم در میابیم تچسس در این دین جایز نیست یعنی به عبارت ولا تجسسوا میرسید ونباید در بطن آن وارد شوید زیرا گمراه میشوید مضافا اینکه تعداد بیشماری آیات عظام هستند که در رابطه با اعمالتان نوشته اند و باید عینا رونویسی کنید نیازی به تعقل و درایت نیست و اصلا نباید به دنبال سئوال بگردید زیرا اولا سئوالات همه کلیشه ای هستند و ثانیا عقل ما نمیرسد ،در این دین باید مثل طوطی باشید هر چه گفتند بپذیرید .

من سعی دارم به گونه ای ساده والبته همه گیر دین اسلام را آموزش دهم ،برای ورود به این دین وسائلی مورد نیاز است که در طول آموزش به اهمیت هر کدام پی خواهید بردو لازم به یادآوری است در دین اسلام برای هر مشکلی چاره ای پیش بینی شده ،از انواع مادی ومعنوی ،مثلا برای دوزخ وعداب روز قیامت برنامه دارد تا درمان دردها ،از زندگی عادی تا پیچیده که همه را توضیح خواهم داد

لوازم مورد نیاز :

 1-آفتابه ترجیحا مسی

2-تسبیج ومهر

3-تکه پارچه

4-قرآن

5-مفاتیح

6-حلیةالمتقین

7-قمه وزنجیر ترجیحا از نوع تیغی

8-دستمال یزدی

9-قفل به مقدار لازم وبر اساس و تعدادمشکلات

10-رساله یا استفتائیه رهبر

11-کتاب آموزش زبان عربی

12-دفتر وقلم

13-کفش زرد وقرمز

14-ریش تراش موزر

15-یک توپ پارچه سیاه

قسمت اول:واجبات یا ارکان مهم دین

1-تشهد

اولین قدم گفتن اشهد است یعنی باید شهادت بدهی خداوند یکی است ومحمد بر انگیخته اوست وعلی هم ولی خداست حال باید  بگویم اینجا اولین قدم در راه تبعیص را برداسته ای چرا که با این سخن داری میگوئی خداوند از عدالت خارج شده زیراعقیده داریم برای خداوند همه یک قدر ارزش دارند واگر بگونی خداوند پیامبر را برانگیخت یا علی را ولی خودش قرار داده یعنی برای خداوند هم قرار دادن افراد در مراتب مختلف مسجل شده و او تفاوت قائل شده پس خداوند عادل نیست .

2 -نماز

بعد میرسیم به  نماز. یعنی در زمان های معین باید به سمت معین بایستی و کلمات عربی را بخوانی زیرا ظاهرا خدا فقط نیایش  عربی میفهمد و باید عربی یاد بگیری و این پیش نیاز رکن دین است و من نمیدانم  آخر اکر فرار بود فقط عربی نیایش کنیم چرا همه را به یک زبان وآن هم عربی نیافرید؟او که میدانست اگر بخواهیم به  بهشت برویم باید نیایش کنیم و آن هم به عربی، خوب خودش کار را حل میکرد و عربی را زبان را همه گیر میکرد ولی من بحثم آموزش دین است و بر میگردم به درسم پس باید برویم کلاس عربی که بهتر است برویم مکتب زیرا در دانشگاه ممکن است بخواهیم دین دار شویم اصلا به فنا برویم و احتمال دارد علاوه بر عربی دروس علوم انسانی برگزینیم و به بیراه منحرف شویم

و در نتیجه پس از آموزش عربی باید  نماز را فرا بگیریم که از اول تا آخر باید بگوئیم  محمد از طرف خداست  وبه او سلام بفرستیم البته خیلی کار داریم تا این بحث کامل شود زیرا مراتبی دارد مثلا اول باید بدانی این نماز اگر در مسجد خوانده شود بهتر است چرا؟

زیرا در مسجد اولا یک آخوند ایستاده و یه بخشهائی از نماز را به جای شما میخواند و خسته نمیشوید ثانیا بعد از نماز برای شما صحبت میکند و از ریزه کاریهای دین که میتوان از مسائل رناشونی ،صیغه وعیره نام برد مسائلی میگوید ثالثا از استشمام بوی نامتبوع پا هم فیض میبرید پس نماز در مسجد بهتر است وباید بگویم قبل از نماز باید وضو بگیرید تا تطهیر شوید ،حالا چه گونه با یه کمی آب که بهتر است از آفتابه استفاده شودالبته با این آفتابه خیلی کارا داریم پس مستحب است از نوع مسی باشد باری  باید آب را به صورت زده وبا همان رطوبت کم به سر وپای پر عرقتان بمالید که پاک شوید اگر هم آب نبود میتوانید دست بر خاک بمالید و به صورت بمالید تا آماده شوید برای نمازی که در چند مرحله خوانده میشود و البته باید در این فواصل زمانی یه کمی بیشتر از خودتان محافظت کنید و خودتان را  صفت بگیرید تا خدای ناکرده رکن دین شما مشکلی پیدا نکند،بگذریم

البته  در این لحظه باید یک اطلاع رسانی داشته باشم واینکه نماز در هر روز 17 رکعت است و بدانید خدارحم کرده واگر پای درمیانی پیامبر نبوداین نماز 70 رکعت در روز بود چرا که او در شب معراج با چانه زنی از خدا به 17 رکعت تبدیل شده و احتمال دارد برای جلوگیری از خستگی بوده ،چون هیچ توجیه دیگری نمیتوان بر آن متصور شددر هر صورت این است اولین رکن دین که ممکن است مباحث دیگری هم در این رابطه باید گفت مثلا چرا حتما باید به سمت مکه باشد،آخه برای عبادت خدائی که همه جا هست چرا باید به یک طرف خاص تغییر مسیر داد؟

و تغییر مسیر به سوی  محلی که با سنگ ساخته اند و میگویند خانه خدا ،و یک مسلمان باید به آن طرف بایستد و نماز خوانده ونیایش کند و حتی برای زیارت به سوی آن سفر کندو یک سری اعمال به جای آورد تا حاجی شود البته به عنوان فرع دین ودر صورت توانائی مالی این موضوع واجب میشود که این رفتن هم ماجرا ها دارد ودر بخش دیگری  به این موضوعات میپردازم

 





نویسنده :علی رضائی - ساعت 16:10 روز شنبه ۸ اسفند ۱۳۸۸   |    یک نظر   |    لینک ثابت   |   

این موضوعی را که میخوام بگم زیاد مطلب جدید نیست ولی از نظر اینکه ظاهرش متفاوته فکر کردم جالب باشه واینکه حکومت اسلامی همیشه برا خودش در حال ساخت دشمن است یعنی همانجوری که به دنیا نگاه میکند تصورش اینست که همه هم مثل خودشونند وقتی دنیا رو به ترقی است و به کهکشانها رسیده و فضا را در تصاحب خودش درآورده مسلم است از ماهواره ها برای نشر فرهنگ وهنر خودشون استفاده میکنند وهرطور که در جوامعشون رفتار میشه برنامه میسازند وقرار نیست همه از آخوند استفاده کنند البته با توجه به روحیه اسلامی که دارند وقائل به این امر هستند که همه باید مسلمان شوند دور از ذهن نیست و بسط  دین خرافه اسلام از سیاست های خارجی ایشان است پس باید بر این عقیده باشند که برنامه های ماهواره ای تهاجم است انگار تمام دنیا بسیج شده اند بر علیه این آخوندها قیام کنند که البته جای تامل است اگر هم چنین باشد باید دید چقدر خوبند که همه به فکر مقابله با اونا هستند همانند اسلافشون که اگر قدری تامل کنیم میبینیم تمام امامزاده ها وامامانشان در بیرون شهرهای آنزمان سکونت داشته اند ودر همان بیرون هم کشته شده وبه خاک سپرده شده اند که بر عدم مقبولیت آنها صحه میگذارد برگردیم به بحث اصلی ،میگفتم  چون سایر دول بر اساس عقایدوسیاستشان برنامه میسازند پس متهاچم به فرهنگ ما هستند و باید با ماهواره مبارزه کرد وبرای استفاده کنندگان آن جرم منظور میکنند و لی این مجرمیت فقط برای دیگران است چراکه خود در این تهاجم نقش دارند ولی این بار برای دیگران ،این را گفتم تا به موضوع اصلی بپردازم روز گذشته در کانالهای ماهواره ای گشت میزدم که دو کانال دیدم یکی به نام امام حسین ودیگری به نام ثامن که اولی امام دوم را ودومی امام هشتم را تبلیغ میکرد ومجریان با سخنان بیهوده وچرندیات در حال سخن بودند یکی میخواست عدم رفاقت حسین و معاویه را ثابت کند ساعت ها صحبت بود بر سر این موضوع مهم که نمیدانم بعد از اثبات چه گره ا ی از کار دنیا باز میشد و در ان بین هم به خلفای اهل سنت بی احترامی میشد پس این هم نوعی تهاجم برای سنیان به حساب می آمد ولی برای خودشان اصلا این گونه نیست ولی مهمتر اینکه پای امامان به سیستم تهاجمی هم باز شد مهم اینجاست اگر از ریشه به بحث اسلام بپردازیم  اصل اسلام یک نوع تهاچم است که دامنه اش از زندگی روزمره مردم در  چهار دیواری افراد شروع شده وبه تمامی وجوه انسانی ختم میشود خلاصه اینکه دامنه نشرانجماد در سطح وسیعی سعی در آلوده کردن افکار دارد حال نمیدانم این تهاچم است یا کانال کشوری که احتمالا اصلا نمیدانند ایران کجاست واسلام در ایران چه میخواهد



نویسنده :علی رضائی - ساعت 2:23 روز چهارشنبه ۵ اسفند ۱۳۸۸   |    یک نظر   |    لینک ثابت   |   

بابا این چه دینی است که میگن آمده انسان را به والاترین در چات برساند نمیدانم بالاترین درجات یعنی چه آیا لغات معنائی جدید پیدا کرده ؟ یا ما واقغا پس از این همه عمر معانی لغات وکلمات را نمیدانیم ؟

آخه این بازیها چیه؟نمیدونم خداوند پیامبری به نام محمد آورد که همه را راهنمائی کند این مردک عرب سرتا پا غرق در بدی وکثافت بوده ،ببینید چند ازدواج کرده وببینید هر چه روایت وحدیث دارد یه چورائی به زن ختم میشه البته شخصیت کودکی او بحث دیگری است که قبلا گفته ام و قسمتی از نوشته علی دشتی را در وبلاگم آورده ام که بعدا بخشهای دیگری از آن را می آورم

باری این عرب زاده دائما در پی زن وهمسر بوده گوئی در فکرش چیزی دیگر نمیتوانسته جای دهد ببینید با پسر خوانده اش چه کرد تا همسر وی را تصاحب کند ،بالاخره هم که کرد و لازم است بگویم  این آقا بر مزدانگی خود اهمیت والائی میداده البته منظورم به آلت مردانگی  است

موضوعی که در اینجا مطرح میکنم تعدد زوجات است ،سوالی مطرح میکنم واینکه اگر با مردی روبرو شویم که دو همسری است چه برخوردی میکنید چه برسد به چند همسری ها ،آیا به عنوان یک مرد هرزه وشهوانی به او نگاه نمیکنیم؟آیا سعی نمیکنیم از او دوری کنیم ؟آیا سعی نمیکنیم اور ا در زندگی خود راه ندهیم؟ این جیزی است که در اسلام مجوز دارد تازه به عنوان فضیلت از آن یاد شده آیا ازدواج موقت همان فحشای با مجوز نیست ؟ نمیدانم نگاه ابزاری به زن معنای دیگری دارد؟آیا کوچک کردن شخصیت زن میتوانست به گونه ای دیگر صورت بگیره؟بابا تا کی میخواهیم کور کورانه از  دینی که رذالت را بسط میدهد پیروی کنیم؟

در کتابی میخواندم روایتی از عایشه که پیامبر برای اینکه بین زنانش تبعیضی قائل نشود هر شبی را به یک زن اختصاص میدادو گاهی هم مچبور بود در یک شب بر دو زن فرود آید نمیدانم چند همسر داشته ولی از دو،سه یا چهار فراتر بوده ، خوب این لیدر است چه برسد به پیروانش .

در ازدواج موقت یا همان صیغه پیمانی است بین زن ومزد برای مدت و مبلغ معین من نمیدانم با فحشا چه فرقی دارد؟ آیا آن هم پیمانی نیست بین زن ومزد برای مدت ومبلغ معین؟

هیچ فرقی بین آن دو نیست مگر مجوزی که اسلام به صیغه  داده ،فرض میکنیم زن ومردی که بهر لذت ومبادله مبلغی با هم ،همبستر میشوند اگربگویند صیغه ایم میروند به بهشت اگر نگویند میروند به جهنم .

در اسلام کلاه شرعی بسیار داریم که حرامها را حلال ویا برعکس میکند ولی آیا نفس عمل وآن جنبه انسانی اش را هم میتوان تغییر داد؟

آیا نفس عمل شهوت نیست ؟آیا نفس عمل استفاده ابزاری از زن نیست؟

چرا یه عده نمیخواهند به این باور برسند که اسلام راهی به بیراهه رفتن وفنا  شدن است چرا به این نتیجه نمیرسند که بدبختی ایران اسلام است تا کی میخواهند بر این باور باشند که این حکومت از اسلام بد تعبیر کرده و به نفع خود استفاده میکند ؟

نه عزیزان این حکومت بر اساس اسلام عمل میکند ،دقیقا موازین اسلامی را رعایت میکند کمی بیشتر در افکار اشخاصی که طرفدار این دین هستند توجه کنید آنوقت در میابید حکومت آخوندی برابر است با اسلام ناب محمدی.

واقعا برای اینکه به کنه دین وارد شوید قرآن را به فارسی بخوانید تا با افسانه های آن آشنا شوید ،کتابهای اسلامی را بخوانید آنوقت میبینید تفکرات مصباح وخامنه ای واحمدی نژاد عین اسلام است وهیچ فرقی با هم ندارد .اصلا این حکومت آمده تا ما اسلام واقعی را بهتر درک کنیم

اسلام دین ریا،دروغ،فریب،ظلم وهرازان چیز دیگر است و کوچکترین نشانی  ار انسانیت در آن نخواهید یافت

 




نویسنده :علی رضائی - ساعت 23:59 روز چهارشنبه ۲۸ بهمن ۱۳۸۸   |    2 نظر   |    لینک ثابت   |   

کی میگه در ایران آزادی نیست واقعا هیچ کدام نمی فهمیم

هنگامی که دردانه رهبر میگوید آزادی نزدیک به مطلق است  باید به این باور برسیم که ما از این خطابه ها چیزی درک نمیکنیم این آقا به درستی و حرف حق را میزند چرا که در این مدت 31 سال و بیشتر در حال حاضر هر چه خواستند بر سر این ملت بیاورند و به کسی هم جوابگو نباشند ودر مقابل این قانون بی بنیاد ی هم که دارند هیچ پاسخی ندهند آیا درک دیگری از آزادی باید سراغمان بیاید؟مگر آزادی معنائی دیگر دارد؟ آزادی بیان که به اوج خود رسیده هر چرندی را میگویند در روز روشن ماه را به ما نشان میدهند و هیچ کس هم نمیتواند اعتراض کند آیا بهتر نیست لختی تامل کنیم و به درک واقعی برسیم و معنای واقعی آزادی را درک کنیم؟

در جائی که آقایان به طور آزادانه روزنامه ها میبندند ،روزنامه نگاران را زندانی میکنند؟میکشند وشکنجه میکنند و این گونه آزادند باید بگوئیم آزادی نیست؟

واقعا اینجاست که به وجود آقایان مجتهد پی میبریم زیرا در رابطه با این موضوع ساده وراحت و واضح چیزی نمی فهمیم چه برسد به احکام مهمتر همچون دست به آب وغیره که هزار پیچ و خم دارد واگر نبودند چه میکردیم؟در منجلاب خود غوطه میخوردیم!!!!!!!!!!! واقعا آیا میدانید در باب همین دست به آب چند دعا باید بخوانیم ؟از اولش که میخواهیم قصد این عمل را بکنیم تا آخر چه اعمالی را روزانه باید انجان دهیم و نمیدهیم؟برای درک بیشتر بهتر است سری به حلیةالمتقین بزنیم که چه شیوا وبلیغ ما را راهنمائی کرده و دایره فهممان را چه زیبا بالا می برد مشکل اینجاست که نمیخواهیم با این افکار آشنا شویم واگر ما نمی فهمیم چرا عیب بر اینان میگیریم؟ مطمئن باشید این آقایان در راه آبادی ایران از این دعاها فیض میبرند و ما نمیفهمیم ،سخن شناس نیستیم ، خورده بر اهل سخن گرفتن خطاست.

واقعا چه ظلمی میکنند که جایزه حقوق بشر وصلح را به اینان نمی دهند که اگر جای خدا باشم این تبعیض را همچون گناهی کبیره موستوجب جزا میدیدم چه ظلمها که بر این قوم آزاد اندیش وآزاده نمیکنند و چه بهتان های ناروا که به این حکام روا نمیدارند 

ای وای بر ما که ندانسته توقع بیجا داریم ،نه بابا باید درکمان را بالا بریم تا راحت ودر کمال آسایش معنای آزادی را بفهمیم



نویسنده :علی رضائی - ساعت 4:0 روز سه شنبه ۲۰ بهمن ۱۳۸۸   |    نظر دهید   |    لینک ثابت   |   

ما ایرانیان با نام شاه سلطان حسین آخرین پادشاه صفویه آشنائی داریم او فردی بی کفایت وهوسران بود که با بی لیاقتی باعث زوال حکومت خود شد هنگامی که خبر تصاحب ولایات را به او میدادند به قسمت های دیگر دل خوش میکرد ودر نهایت به کاخ خود بسنده کرد تا اینکه آن را هم گرفتند و این به صورت مثلی درآمد منظورم  آموزش مثل یا درس تاریخ نیست میخواهم به موضوعی دیگر بپردازم واینکه مدتهاست با روند اتمی شدن حکومت آخوندی روبروئیم ودر قبال موضع غربیان ودر راس آنها آمریکا که با تشکیل جلسات متعدد در صدد مقابله با این حکومتند و میخواهند آنها به تسلیحات اتمی دست نیابند موضوع اصلی است نمیدانم چرا به نتیجه ای نمیرسند واینجاست که به خود حق میدهم به عنوان ایرانی در ذهنم به نتیجه دیگری برسم و اینکه اینها همه بازی سیاست است آقایان به فکر قراردادهای رنگینی هستند که توانسته اند به صورت باج خواهانه چنگ آورند  همه این شعارها زیباست مثل حقوق بشرو آزادی خواهی وغیره ومیتواند جایکاه ویژه ای داشته باشد اما افسوس که پای عمل یه چورائی همه میلنگند.

آقای اوباما روی صحبتم با شماست ،درد ایرانی با هدیه جایزه نوبل یا صحبتهای شیوا وبلیغ شما درمان نمیگردد ،آیا واقعا نمیبینید به مردمسان دروغ میگویند؟آیا نمیبینید در روز روشن میخواهند به مردم ماه را القا کنند؟آیا نمیبینید جوانان را چگونه به خاک وخون میکشند؟به خودشان رحم نمیکنند چه برسد به شما.آیا باید 11سپتامبر دیگری از راه برسد ؟آیا باید اشتباه اسلاف خود را تکرار کنید که ظالبان را پروبال دادند ووقتی متوجه شدید که دیگر دیر شده بوداگر نمیدانید حتما بدانید،این حکومت به مراتب از طالبان بدتر است آنها حد اقل خودشان را نمیکشتند ولی باز میگویم این حکام به فرزندان حودشان رحم نمیکنند چه رسد به شما که میخواهند از جهان حذفتان کنند ،آقای اوباما نکند نوش داروی بعد از مرگ سهراب بشوید!آیا نمیدانید با این وقت گذرانیها باعث جسارت آقایان شده اید؟آیا این ادعاهای حقوق بشری فقط جنبه عوام فریبی دارد؟آقای پرزیدنت از خواب بیدار شوید اگر چه خواب نیستید،دشمن را در آستین پرورش داده اید و باور ندارید ،نکند جربزه ندارید ؟وفقط سخنران قابلی هستید؟آیا نمیدانید با طرح موضوع عدم دخالت در مسائل داخلی نمیتوانید صلب مسئولیت کنید.

البته نمیگویم برای مردم ایران معجزه کنید ،نمیگویم  ایرانیان به شما چشم دوخته اند که حتی اگر هم عده ای به فکر این هم بودند متوجه شدند کسی به فکرشان نیست.منظورم همراهی است منظورم درک مطلب است و در کل میخواهم شاه سلطان حسین وار به کاخ خود دلخوش نباشید عواقب این حکومت آخوندی دامن شما را هم می گیرد .آیا نمیدانید در این شرایط که ایرانیان به فکر مقابله با این رژیم ددمنشانه هستند هر حمله نظامی به ایران میتواند ضربه مهلکی به جنبس ایرانیان وارد کند؟آقا چان، در دامن خودت حکومت ملایان به مبارزه با تو برخواسته اند آیا بنیاد علوی شاهد کمی بر این ادعاست؟مار در آستین داری وخودت خبر نداری .برادر بزرگوار اگر چه بعصی قراردادها به کام شما ودیگر دوستان خوش آمده ولی بدانید این لذت زودگذر است و در پس پرده از چشم ودماغتان در می آورند بگذار به سلاح برسند آنگاه باید با تمام جبزوتتان  در مقابل تحفه ملایان زانو بزنید و منتظر باشید برای مدیریت جهان فلوچارت بکسد در هر صورت دارید مفت میبازید و به واقع مشخص کنید یا با اونا یا با ما .



نویسنده :علی رضائی - ساعت 3:35 روز سه شنبه ۱۳ بهمن ۱۳۸۸   |    نظر دهید   |    لینک ثابت   |   

به عنوان یک پناهنده وقتی با مسئولین مربوطه اروپائی روبرو شدم شرح حالم را جویا شدند من هم بر اساس آنچه بر من گذشته بود شرح زندگیم را گفتم با هزاران مشکل ونا امنی که در طول مسیر داشتم و هر چه در ایران بر من گذشته بود ما وقع را ارائه دادم بسیار لحظات سختی بود چرا که یادآوری سختی ها در زندگی و تکرار گفتن مدتی که در سلول انفرادی  بودم ودر مجموع تکرار لحظات سخت برایم آسان نبود در هرصورت همه را گفتم در نهایت خیلی آسان گفتنذ تو را باور نداریم به واقع نمیدانم چه بگویم آیا واقعیتهای تلخ زندگیم را باید خط بطلان بکشم آیا باید قبول کنم اینها خواب بوده؟ای کاش خواب بود در هر حال برای رسیدن به حقم تلاش میکنم این موضوع را شروع کردم تا هم درد دلم را گفته باشم هم شروعی باشد بر موضوع مورد نظرم وآنکه دول اروپائی سالهاست بحث اهداف نظامی حکومت ایران در انرژی هسته ای را مطرح میکنند و جلسات مختلفی هم در این رابطه داشته اندوهزینه های زیادی هم کرده اند همه نوع حرفی زده اند به حکومت هم امتیاز داده اند وهم او را تهدید کرده اند ولی همانکونه که میبینیم هیچ کدام کارساز نبوده و آنها به اعمال خودشان ادامه میدهند گاهی بر اساس ترسشان کوتاه آمده اند که البته فقط در حرف بوده ونه در عمل وهمانگونه که شاهدیم هر روز به اهداف خودشان نزدیک میشوند و تمام برنامه های غرب زمان دادن به حکومت سرتا پای دروغ اسلامی است اگر باز برگردیم   به اندیشه اسلامی ودر آن قسمت که به خود حق میدهند برای رسیدن به اهدافشان دروغ  بگویند ونامش را خدعه یا تقیه میگذارند و به خود حق میدهند ،آیا غربیان نمیدانند دروغ میگویند؟نمیبینند با مردمانشان چه میگویند؟شاهد نیستند با این همه کشتارو جنایت چه حق را به خود میدهد؟نمیبینند در روز روشن رای مردم را میدزدند و به نام خودشان ثبت میکنند ؟نمیبینند جوانان را روبروی صدها دوربین میکشند و انکار میکنند؟آیا من گریزان از وظن دروغ میگویم یا ملایان؟آیا معاملات پشت پرده  را میتوان فدای بمب اتم کرد؟نکند شما هم دروغ میگوئید؟نکند دنیا بر مبنای دروغ است ومن متهم میشوم به دروغ گوئی؟نکند حقیقت مرا دروغ میبینید و دروغ خود را حقیقت؟ به خدا ثروت اندوزی و استثمار  ارزش این همه چشم بستن بر روی واقعیت را ندارد،خدایا این معاملات پشت پرده را خودت بر هم زن.تا مردم آسوده گردند،خدایا واقعیت ودروغ را از هم متمایز وآشکار کن .خدایا ..................



نویسنده :علی رضائی - ساعت 16:44 روز يکشنبه ۲۷ دي ۱۳۸۸   |    نظر دهید   |    لینک ثابت   |   

خدایا کجائی؟ ،نکندنیستی سروصدائی از تو نیست یا از  ترس به گوشه ای پناه برده ای ورخ نمی نمائی که مباداتو را هم محاربه بخوانند یا تو را هم به خاطر خلق رنگ سبز همدست براندازان نرم بدانند؟ولی نترس دستشان به تو نمیرسد
خدایا کجائی؟میگویند بی نیازی وبالاترین قدرت ها ازآن توست آیا مقابل زره پوشان وارداتی چین احساس ترس میکنی؟ولی نترس چینی ها اجناس دست صدم واز رده خارج به ملایان میدهند
خدایا کجائی ؟نکند به دنبال میزمیگردی تا با آنها مذاکره کنی واز راه دیپلماسی وارد شوی؟ولی به حرف وقولشان اعتباری نیست به خود شان هم دروغ میگویند
خدایا کجائی ؟ نکند تو هم محو هاله نور شده ای ودست از تعجب به دهان گرفته ای ؟ولی این نور لامپ است مواظب باش فریبت ندهد
خدایا کجائی؟نکند در کار اداره جهان مانده ای و منتظری تا ملیجک ملایان راه کار برای اداره جهان به تو بدهد؟ولی به تو میگویم در کار یک کشور مانده چه برسد به جهان
خدایا کجائی ؟نکند چون بهار در راه است وهمه جا را سبز پوش میکنی مدرک به دستشان میدهی و میترسی در دادکاه علیه تو استفاده کنند؟ولی نترس ملیجک هم به گردنش شال سبزداشت بگو از او تقلید کردم
خدایا کجائی؟نکند در کار خود مانده ای  که چرا موجوداتی اینچنین خلق کرده ای و در زمان خلق آنها از مهربانی وعطوفت وانسانیت  ذره ای چاشنی پیکرشان نکرده ای؟
؟ولی میگویم تو از وظیفه ات عدول نکرده ای کاسه صبرت بزرگ است


نویسنده :علی رضائی - ساعت 19:48 روز شنبه ۲۶ دي ۱۳۸۸   |    نظر دهید   |    لینک ثابت   |   

تا چندی پیش وقتی پیشوند اسمی سید داشت در حکومت اسلامی ایران آنرا از ارزنده ترین  اسامی میدانستند ومعتقد بودند این شخص شجره نامه اش به پیامبر یا فلان امام میرسد البته من با این موضوع هم سر ناسازگاری دارم زیرا معتقدم اگر کسی ایرانی اصیل باشد و اجدادش از تعرض قوم عرب در زمان حمله اعراب به ایران در امان بوده اندچه دلیلی داشته که  شجره نامه اش به اعراب برسد ولی در ایران اسلامی این یک ارزش است و این افراد یعنی سادات به خاطر داشتن این پیشوند به خود میبالند و حتی در اوراق شناسائی خود این موضوع را پر رنگ جلوه میدهند وحتی بعضی را بدون بر زبان آوردن نامشان فقط سید خطاب میکنند و در بیشتر اوقات با خود نشانی سبز مثل شال دارند یا دستمال سبزی بر کلاه متصل میکنند تا اگر در جمعی رفتند مشخص شود سیدند و از آنجائی که افراد عامی ارزش ویژه ای به این اشخاص  میدهند این نمایش هم از اهمیت والائی برخورداراست در این راستا  نشان سبز را به عنوان نماد سید بودن میدانستیم تا اینکه به یمن حکومت ولائی وافشاگری مقام ولایت و زنگوله پا تابوت ایشان تازه فهمیدیم چه میکرده ایم ،مار در آستین میپرورانده ایم از آنجائی که حامیان جنبش سبز همگی محارب اند و در براندازی نرم مشارکت داشته اند این سادات را میتوان از حامیان اولیه ویا بهتر بگویم از بنیانگذاران این جنبش بدانیم زیرا از سالها پیش از نماد سبز استفاده میکرده اند اگر چه در ظاهر خود را از خویشان پیامبر وامامان معرفی میکرده اند ولی در باطن محارب بوده اند ،من که دیگه از سایه خودم میترسم وحتی باید بگم یه جورائی هم به خدا شک دارم زیرا خالق رنگ سبزه ،ببینید تا چند ماهی دیگر همه جا را سبز پوش میکند و با تخت پادشاهی آقا به جنگ می آیدولی چه باید کرد ؟به چه کسی باید اطمینان داشته باشیم ؟ولی یه پیشنهاد میدم ، به نظرم باید دائما با آقا در تماس باشیم واستفتاء کنیم ولی در وهله اول باید بگم از سیدها بترسید عجب دستشون باز شد ،خدا را ؟!!!!!!!!!!!نه بهتره بگم آقا را شکر  



نویسنده :علی رضائی - ساعت 0:4 روز پنج شنبه ۲۴ دي ۱۳۸۸   |    نظر دهید   |    لینک ثابت   |   

 

 

همانگونه که میدانیم شیعه مدعی است پس از پیامبر  خداوند نزول پیامبر را قطع کردو دلایلی به این شرح می آورند،اول  اینکه انسانها به درجه بالای کمال رسیده اند ودوم میگویند محمد کتابی آورده که تمام جوانب را در نظر گرفته دیگر نیازی به ادامه رسالت نبوده ودلیل سوم اینکه هیچ کس توان آوردن  کتابی همچون آنرا ندارد اینجااین سوال مطرح است در قرن بیستم که ما شاهدیم جهان وانسانهای در او دائما در حال تغییر است هر روزش با روز قبل کیلومترها از لحاظ اندیشه،تفکرو عمــلکرد  فاصله دارد با این همه ترقی و پیشرفت  هنوزانسانهای جا هل  شمارشان کم نشده ،آدم کشی ها  نسل کشی هاوناباوری ها ادامه دارد تحجر بیداد میکند  پس چگونه میتوانیم ادعا کنیم اگر خداوند پیامبر را برای راهنمائی بشر فرستاده در حال حاضر دیگر نیازی به ادامه ارسال پیامبر نیست از طرفی کتاب جامع الشرایط کتابی است که همه بتوانند از آن استفاده کنند نه عده ای خاص زیرا بطوریکه میدانیم حتی بین فارسی وعربی که از لحاظ ظاهر کمی شبیه به هم است نقاط کوری میبینیم چه رسد به اختلاف بین عربی و انگلیسی یا فرانسوی ، مثلاحروفی مثل(( ژ-یا-گ))که در عربی نیست    چگونه میتواند معادلی در فارسی داشته باشد ویا در مسئله دیگر مینگریم به فرهنگ اشاعه شده در این کتاب ونگاهش به ازدواج که یک مرد اجازه دارد با دو،سه ویا چهار زن ازدواج کند وبه صرف تمکن مالی اشکالی در آن نیست واینکه در این دنیای فعلی چه نگاهی به این مرد میشود آیا این نگاه میتواند محبت ونیکی  یک مرد را به نمایش بگذارد یا شهوت رانی اورا. 

این مسائل که قطره ای از دریای مشکلات است هم از لحاظ ظاهری وهم از لحاظ معنائی اختلافات را به نمایش میگذارد پس به سادگی در میابیم مشکل ختم رسل چیز دیگری است که بعدا به آن میپردازم وبه همین بسنده میکنم که انحصارگری تنها علتش بوده البته این پیامبر برای خویشان راه گریزی تعبیه کرده که به نوعی دیگر این وظیفه را به شکل تخفیف داده ای بر عهده امامان گذاشته ومدعی است راهنمائی باید ادامه داشته باشددر اینجالازم است بگویم  دراین درگاه نیز برای همسرانی که به امامان خیانت نکرده اند راه تبلیغی گشوده زیرامیتوان علت مرگ هفتاد درصد از امامان را به وسیله همسرانشان دانست که باید به این مبحث در جائی دیگر اشاره شود در این خصوص توجه من به فاطمه است که برای او داستانهائی ساخته وپرداخته اند وآنچنان شخصیت کاذبی برای او خلق کرده اند که از مدت زمان عمرش فراتر میروداین داستان سرائی از ماجرای آل عبا شروع میگرددو به قضیه برخورد درب به کمرش به اتمام میرسددر اینجا میبینیم برای خویشان راه ممری تعبیه کرده،بر میگردیم به امامان و اولینش علی است از نشانه های بارز او شمشیر دو لبه اش است و رشادت های او که اکثرا به صحنه های جنگ مرتبط میشود او بر سر حکومت دائما در جنگ بوده وگوئی با جنگی تحمیلی میخواسته خود  را به مردم غالب کند،چرا نمیتوانسته با دموکراسی  به حکومت برسد؟چرا خود را تافته جدابافته میدانسته؟ آیا به صرف اینکه محمدگفته، مردم باید شعور وحق انتخاب را در خودشان نابود کنند؟محمدچگونه میتوانسته آینده را پیش بینی کند؟ واگر به فرض محال  میدانسته وعلم لدنی داشته و به آسمانها رفته و خدا را ملاقات کرده چرا برای پیشبرد اسلام واین ماموریت خطیر از خدا نخواسته چند کلامی در رابطه با علی ودیگر امامان بگویدو قائله را ختم کند زیرا نمیدانیم دست  آخر علی امام بوده یا خلیفه؟

همانگونه که گفتم نشان او شمشیر وقدرتش در جنگ بوده ،روحیه جنگ طلبی داشته وبرای پیشبرد اهدافش از هیچ چیز فروگذار نبوده آنگونه که خود واعظان میگویند در زمان کوتاه زمامداریش مردم وضعیت خوبی نداشته اند عقیده تعددزوجات را نشر میدادو همیشه  به فکر جنگ وخونریزی بود از این امام میگذریم وبه دومی یعنی حسن میرسیم آنچنان که از شرح حالش پیداست از روحیه ضعیفی برخوردار بوده وزیاد نتوانسته به آشوب روی آورد ولذا میگویند مصلحتا صلح کرده ودلیل را اوضاع بسته زمانش میدانند ولی نمیدانم چرا از قدرت لایزال اسلام کمکی دریافت نکرده و در نهایت هم به دست همسرش به قتل میرسد اثارویا حرکت خاصی در او نمی بینیم به سومین یعنی حسین میرسیم که جانبخش اسلام میدانندش از ابتدا در ذهنش حکومت را آرزو میکرد ودر نهایت هم بر سر آن به قتل میرسد نمیدانم با کدامین عقل سلیم به استقبال مرگ رفت زیرا هر انسان عاقلی میداند با هفتادودونفر نمیتوان به جنگ هزاران نفربروی  ونمیتوان عاقبتی جز آن فضاحت انتظار داشت در خود اسلام میگویند اگر بدانی نتیجه  عملی که انجام میدهی به مرگ ختم میشودنوعی خودکشی است واز گناهان کبیره بوده وگناهی نابخشودنی است البته با لختی دقت میتوانیم در  اسلام بنا به مصلحت  بدِ،خوب و خوبِ،بد پیدا کنیم در نهایت حسین بر اساس زیاده طلبی هم خود را کشت وهم عده ای فریب خورده را.

از جائی که اسلام برمبنای خون بنا شده، حسین که از خونبارترین زمانها را به خود اختصاص  داده را باعث اعتلای دین میدانندوعقیده دارند این حرکت ، اسلام را زنده نگهداشته است. 

در اینجا سوالی مطرح میکنم وآنکه میگویند حسین امر به معروف کرده ولی ماهیت عمل چیز دیگری را در ذهن متبلور میسازد ،به نظر من او امر به منکر را جایگزین کرده زیرا امر به معروف ابزاری دارد مثل محبت،آرامش،صلح ودوستی وقرار نیست ما انسانها را با شمشیر هدایت کنیم اگر این روش کارساز بود حالا در مدارس به جای نهی از تنبیه بدنی معلمین را که ناشر تعلیم وتعلم اندوپایه های انسانیت را طراحی میکنند، به تنبیه بدنی تشویق میشدندو اینجاست که نقصان در حرکت را درک میکنیم؛از این امام گذشته به چهارمین یعنی زین العابدین یا سجاد  میرسیم او که بیشتر به امام بیمار مشهور است دلیل زنده ماندنش در واقعه عاشورا را همان بیماری میدانند ومعتقدند او توانست به نشر ماجرای آنروز بپردازد و میگویند تالیفات زیادی دارد وروایات زیادی از او در این رابطه نقل شده ونمیدانم درآن زمان با آن وضعیتی که شرح داده اند ومیگویند خفقان بیداد میکرده چرا به او اجازه فعالیت داده اند ؟از طرفی میگویند بسیار نیایش میکرده تا حدی که میگویند بدنش از شدت عبادت ضعیف شده بود ودر عبادت همتائی نداشته  وبدین خاطرسجاد نام گرفته وبه نظر میرسد بسیاری از خرافه ها از آن زمان شروع شده ونشر یافته است این امام هم از نشانه های بارزش تعددزوجاتش بوده واز شش همسری که داشته توانسته پانزده فرزند از خود برجای گذارد

 از این امام گذشته به پنجمین یعنی باقر میرسیم او نیز وارث امامت از نیاکان است میگویند خداوند در کتیبه ای که به پیامبر داد نام اورا یاد کرده بود وبه عنوان امام پنجم مسلمین معرفی کرده بود اورا از حیث علم بی بدیل میدانند باقر العلوم کنیه ای است که به واسطه علمش به او داده بودند و نمیدانم کدامین علمی که الان بتواند به بشریت کمک کند را رواج داد با کدامین نوشته اش یا کلامش در جهان امروزی میتوانیم گره ای از مشکلات را باز کنیم از این امام گذشته به ششم یعنی صادق میرسیم او وارث امامت بود زیرا هم در کتیبه نام او بود وهم صادق ترین بود البته میگویند او معجزه هم داشت نمیدانم چرا این معجزات نتوانست مردم جاهل آن زمان را به راه راست هدایت کند ونتوانست او را از دسیسه قتلش آگاه کند زیرا ادامه حیات او برای اعتلای دین واجب  بود،لازم به ذکر است شعبه اسماعیلیه از آن زمان شکل گرفت زیرا عده ای امامت را به پسر او اسماعیل نسبت میدهند که  آنها هم دو دسته اند عده ای که اسماعیل را امام  هفتم میدانند وباور کردند او مرده ولی عده ای میگویند او زنده است البته میگویند امام صادق بعد از مرگ اسماعیل بسیار سعی کرده مرگ او را به اثبات برساندو باید به ماجرای مرگ او قدری توجه کرد   ،باری درهر صورت عمر او به پایان رسید وزمام امور را به دست امام هفتم یعنی  موسی ابن جعفریا کاظم میرسیم او وارث امامت از پدرش بود ومیگوین در کودکی پدرش گفته بود او امام بعد از خودش است ولی پس از طی شدن دوران کودکی پدرش بصورت علنی او را به جانشینی معرفی نکرد و یکی از یاران او پس از مرگش موضوع را فاش کرداونیز وارث امامت شداز مشکلات روزهای نخستین امامت وی ادّعای امامت  برادر بزرگ‌تر ش، عبدالله  افطح ،بود که گروهی را به دنبال خود کشید و فرقه “فطحیه” به همین ترتیب شکل گرفت. در دوران وی نیز خونریزی ونزاع دیده میشد ودر نهایت وی نیز به قتل رسید وپس از او امامت به رضا رسید میگویند در این زمان بود که توانست به حدی جدی به تبلیغ دین بپردازد ولی اسلامیون  معتقدند   جو بسیار متشنج بود وعلی رغم اینکه یاران زیادی داشت نمیتوانست زمام امور را به دست گیرد در اینجا این سوال پیش می آید که چرا برای نشر دین نیاز به حکومت داشته؟آیا نمیتوانست بدون در دست گرفتن زمام امور که بیشتر میبایست به امور دنیوی بپردازد به رسالتش مشغول باشد ؟هرچند میگویند سه سال آخر عمرش در دستگاه مامون بود واین سوال مطرح است  چرا یک امام معصوم در دستگاه فاسد باید فعالیت کندآیاجز بد نامی نتیجه ای داشته آیا حب ریاست را در ذهن به نمایش نمیگذارد؟  و در نهایت بر سر حکومت به قتل رسید و دوران امامتش به اتمام رسید وامامت به چوادرسید او بیش از هفت سال واندی سن نداشت ودر سن بیست وپنج سالگی کشته شد وامامت را به امام دهم منتقل کرد او هادی نام داشت که درآن زمان شش یا هشت سال سن داشت ولی این فرد نیز وارث بود و ازقضا این هم معصوم از آب درآمد البته به این خاطر موضوع معصومیت را تذکردادم زیرا بعضا امامان فرزندان ناخلفی هم داشته اند البته این امام مثتثنی بوده زیرا تک فرزند پدرش بوده از این امام به یازدهم یعنی حسن عسگری میرسیم او بیست وهشت سال عمرکرد و بیشترین فعالیتی که برای او متصورند زمینه سازی وی برای غیبت فرزندش بوده و سعی خود را بر توجیه این  غیبت می کند همانگونه که میدانیم فرزندش مهدی دو مرحله غیبت داشته نمیدانم چه دلیلی بوده این امام یکمرتبه به فکر غیبت بیفتد در زمان امامان پیش تر،میگویند ظلم وجور وجود داشته کشتن مخالفین باب بوده نمیدانم این یک نفر چرا باید مخفی شود در نهایت میگویند امام مهدی در حال حاضر در قید حیات است و منتظر است جهان آماده گردد تا ظهور کند او درزمان مقتضی می آید و باوجودش جوی خون راه می اندازدکشتن را به حد خود میرساند وبا یارانش جهان را قبضه میکند احتمالا معانی تغییر کرده اورا مصلح دینی میدانند او می آید تا جهانی را که از ظلم وستم مملو شده را پاکسازی کند اوراعادل میدانند اورا مبری از هر بدی میدانند ولی چرا باکشتن؟چرا با جوی خون؟از اینجاست که پی میبریم اسلام از بدوتشکیل با خون شروع شده ومیخواهد با خون به اتمام برسد. حرف ،حرف شمشیروخون است ودیگر هیچ .

پایه ها یا به عبارتی فنداسیون دکان دوازده طبقه ای را ریختم که مصالح آن باز میگردد به هزاروچهارصد سال قبل همانگونه که گفتم دوازده امام داریم که هر امام به شکل طبقه ای از این دکان یا مجموعه تجاری شکل میگیرد که در هر طبقه عده ای به سودا مشغولند در سبقه اول عده ای با تکیه بر علی دم از جوانمردی میزنندمیگویند ما پیروان  آنیم کسی که درخیبر را از چای کند حال نمیدانم چرا تخریب به عنوان یک فضیلت شده یا دم از رشادتش در جنگ میزنند ونمیدانم چرا دین اسلام اگر لطیف است آنقدر نیاز به جنگ داشته چرا باید دائما جنگید تا حرف راست را به مردم فهماند واینها به عنوان جلوه های ویژه ایست که طرفداران آن به قولی سپر خود کرده اند ودر پشت آن هرکاری را به خود اجازه میدهند وتا جائی پیش رفته اند که جایگاه علی را تا خدائی پیش میبرند واگر به کنه زندگی این افراد بروی از اوباش ترین افرادند وچه رونقی به کسبشان داده اند عده ای در طبقات دیگر به کسب مشغولند که در بعضی طبقات رکود ودر بعضی کسب بسیار رونق دارد برای مثال تاجران طبقه سوم ودوازدهم از پررونق ترین طبقات است آنهائی که حسین را  ویترین کرده اند هر سال با برپائی کارناوالهائی عظیم به تجارت میپردازند در قالب دسته وبا نمایش های مزحک وگاهی وحشیانه افکار را به سخره گرفته اند گوئی به تازگی عزیزی رااز دست داده اند آنچنان بر سروصورت خود میزنند که گوئی با خود سر جنگ دارند آیا منفعت مادی ویا به دست آوردن نوعی پرستیژ اجتماعی در جوامع فریب خورده اسلامی به این اعمال می ارزد؟در این مجال به طبقه پر رونق دیگری میپردازم وآن دوازدهم است میتوان آن را معادل طبقه سوم دانست از این حیث که کاسبان این قسمت بسیار کار خود را میدانند از بهترین ابزار برای درآمد زائی استفاده میکنند به نوعی تبلیغ را در خدمت گرفته اندوبا دست آویز قرار دادن غیبت امامی خیالی  ومخفی دانستن او به نوعی احتکار جنس کرده اند تامتاعشان را به هزاران برابر قیمت بفروشند آنها نقاطی را به عنوان محل ظهورش مطرح کرده تا با ایجاد نمایندگی بازار خودرا  بسط داده و همچنین با ترساندن مردم از نایابی جنس مورد عرضه قصدمنفعت بیشتر دارند لازم است به دسته  خرده تاجران اشاره کنم که توان راه یابی به دکان دوازده طبقه را ندارند ومتوسل شده اند به امامزاده ها که شمارشان کم نیست البته از رونق کمتری برخوردار است ولی از آنجا که افراد فریب خورده ساده دل در جامعه اسلام زده ایران بسیار دیده میشود مشتریان خوبی هستند برای دکه های بزرگ و کوچک وبالاخره باعث شده اند چراغ این بازار تا بدین جا روشن بماند و تجار هر  روز به منفعت لازم برسند نمیدانم تا کجا این موضوع ادامه خواهد داشت ولی میدانم این شام تاریک به سر خواهد آمد و متاعی را که در بازار دین اسلام میفروشند به دخمه های فراموش شده ای راه مییابند که دست هیچ ناکسی به آن نمیرسدامید است به سطح آگاهی مردم افزوده شود هر چند اعتقاد من این است که حکومت اسلامی ایران به راستی آینه تمام نمای اسلام است و در شناساندن این دین ارتجاعی کمک به سزائی میکند



نویسنده :علی رضائی - ساعت 5:28 روز چهارشنبه ۲۵ آذر ۱۳۸۸   |    نظر دهید   |    لینک ثابت   |   

سی سال هر چه خواستند کردند،ظلم وجور را به آخرین حد خود رساندندترور ،سرکوب وبرداشتن مهره هائی که تا لحظه ای پیش دوستشان بودند وبه تعبیری خودی های از خود بیخود شده بودندبرایشان مثل آب حوردن بوده وبا تبلیغات پر دامنه وصرف بودجه های سر سام آور وباج های سنگین وانعقاد قراردادهائی که به قراردادترکمن چای عزت بخشیدتوانستند  در ذهن دنیا این را القا کنند که مردم ایران ازحکومت اسلامی راضی اند ازطرفی در بازار هرج ومرجی که ساخته بودندعده ای به مال ومنال رسیدند افرادی را میشناختم که درمرداب ورشکستگی در حال غرق شدن بودند ودر حال حاضر پیمانکار عظیمی شده اند که در سر اجرای پروژه های خارجی را میپروراندویا تاجران خرده پای که درکنار ممنوعیت هائی همچون ریسیور،مشروبات الکلی به نوائی رسیدند وعده ای دیگر که فقط باید روزانه کار کنند تا شب سرگرسنه بر بالین مگذارند ودسته دیگر که اسیر اعتیاد به مواد مخدر یا سکس بودند وعده ای هم که  به رسانه های خارجی چشم بسته وچشم انتظار آنهابودند تا آنها  کاری کنند البته بدیهی است عده ای هم کورکورانه ویا با ساده لوحی ویا از نزدیکان بزرگانندو به طبع   طرفدار این حکومتندوبعضی اوقات اشخاصی مثل خاتمی  آمدند و صحبت هائی به ظاهر   نو مطرح کردند ولی از آنجائی که ریشه مذهبی  داشتندو ویا موقتی  بودند ویا از اساس با حکومت هم جهت بودند فقط توانست پرده ها را کنار بزند و دست عده ای بی نوا را رو کنند وبه جای ارائه دموکراسی توانست به رادیکالیزه شدن جامعه کمک کند و مشگل را دوصدچندان کردند ودر نهایت این فاکتورها توانست به موجودیت نظام تا به حال بینجامد اگر چه خارجیان در ثبات این وضعیت  بی تاثیر  نیستند ولی ایرانیان خود  نقش اصلی ر ا به عهده داشته و دچار یک رکود بودند زیرا این تقلب ها وبی عدالتی ها،کشت وکشتارها واعدامهای ظالمانه در طول سی سال بی سابقه نبودولی چیزی که توانست جهشی ژنی در مردم بوجود آورد انحصار طلبی بیش از حدوزیاده طلبی دولت کودتا بود که پای را فراتر از دیگران گذاشت و توانست شوکی به مردم وجهانیان وارد کند وماهیت دروغ گوئی آنها رابه واقع بر ملا کند از طرفی حکومت مثل سلولهای سرطانی شروع به از بین بردن خود کرد وهمچنین مردم پی بردندبرمبنای  ضرب المثل ((کس نخارد پشت من جز ناخن انگشت من)) بایدخود به فکر باشند ودیگران تنها میتوانندبعد از بروز مشکلی فقط اظهار تاسف کنند    ،هیچ کس برای آنها کاری نمیکند،آیا اظهار تاسف و صدور اعلامیه های بشر دوستانه واهداءجوایز به (( ندا)) هائی که شمارشان کم نیست میتواندبه کشتگان جان دوباره بخشد؟ آیا اگر یکی از این شهدا توانسته بود از دست حکومت  فرار کندمیپذیرفتندکه حقیقت را میگوید؟ این دولت هافقط نگران قراردادهای پشت پرده اند،آیا طرز برخورداین طرفداران حقوق بشردر رابطه با انرژی هسته ای حکومت را نمیبینیم که با برخورد سیاسی فقط به آدم کشان وبهتر بگویم نسل کشان فرصت میدهندبه اهدافشان برسند؟  وخدا میداند در چه تاریخی در آینده  میخواهند از مردم ایران عذر خواهی کنندوسوال اینجاست آیا آنروز فایده ای دارد؟ولذا ما همه میدانیم فقط خودمان دلسوز خودمان هستیم و فقط خودمان میتوانیم ایران رااز دست حکومت واسلام  آزاد کنیم  ، به امید آنروز.

 

 

 

 

 



نویسنده :علی رضائی - ساعت 1:51 روز پنج شنبه ۱۹ آذر ۱۳۸۸   |    نظر دهید   |    لینک ثابت   |   

powered by blogdoon.com