یاد مطلبی فکاهی که در یکی از سایتها در خصوص اسلام بود افتادم و اینکه اسلام می گوید دین مهربان و با محبتی است اگر کسی قبول ندارد او را بکشید. وقتی به کنه قضیه بنگریم متوجه می شویم واقعا نفس عمل همین است اسلام دوست دارد شریعت،دستوروآئینش را به زور به افراد بقبولاند و علی رغم اینکه دائما مدعی اند در دین هیچ اکراه واجباری نیست در ترویج دینشان خشم را القا می کنند از جائی که تمامی ادیان را تحریف شده می دانند و به راحتی به ادیان دیگر توهین می کنندو هر عقیده ای را که بر خلاف نظرشان بود را ضد خدا قلمداد می کنند و پیروان سایر ادیان را کافر و مشرک می دانند و کشتن آنها را دست یافتن به کلید بهشت معرفی می کنند . ادبیاتی که اصولا استفاده می کنند در چارچوب خشونت است چیز هائی همچون اعدام ،سنگسار،قطع اعضاء که جنبه شرعی وقانونی داشته واجرای آنها را حتی در مقابل دید همگان مجاز میدانندو خلاصه اینکه از خداوند چهره ای خشن را در ذهن تداعی می کنند. راه عبادت او را هم به بدترین شکل وهمراه با عجز ولابه معرفی می کنند گوئی خداوند از گریه وغم افراد لذت می برد و بشررا آفریده تا عمری را در حزن بسر برده وهر چه شدت آن بیشتر باشد را عزت در برابر او می دانند می گویند خواستن خداوند با شدت عذابش در دنیا رابطه مستقیم دارد که سئوال اینجاست ،آیا او بیماری آزار دارد؟ویا کمبودهائی دارد که با اینگونه برخورد ارضا می گردد؟در هر حال مصادیقی دارند که در هیچ دین وآئین ومذهبی عینش را نمی بینیم برای مثال موضوع عملیات شهادت طلبانه که خود نوعی ترویج تروریسم است. به هر گوشه ای از این دین که مینگریم مصادیق بارز اندوه وخشم را می یابیم ،جشن شان به روضه و یادبود مرگ امامان ختم می شود و به نوعی انگار شادی در این دین حرام است مطلب دیگر مخالفت آنها با موسیقی است ،از آنجائی که در علم ثابت شده موسیقی آثار اعجاز انگیزی داشته وحتی در حیوانات نیزمی تواند آثار فوق العاده ای داشته باشد در اسلام آنرا حرام میدانند ،برای خنده وشادی قید قائل میشوند و در مجموع با شادیها در تقابلند.از هر منظری به این دین بنگریم آثار شادی ومحبت را نمی یابی وفقط خشم و غم وعذاب و غضب راه کار رهائی وسعادت است
خیلی سالها پیش یادمه وقتی کوچک بودیم تابستونها با بچه های فامیل دور هم جمع می شدیم و برای پر کردن اوقات فراغت نقشه ها می کشیدیم هر کسی طرحی میداد و مسئله ای را مطرح می کرد شروع می کردیم به بازی ، در بین بازیهائی که داشتیم دایر کردن فروشگاه هم بود یعنی صندوقی را کنار کوچه قرار میدادیم واز تنقلاتی که بچه ها دوست داشتند روی آن گذاشته و می فروختیم تا اینکه روزی زد ومن خرگوشی خریدم ازآنجائی که همه این حیوان زیبا را دوست داشتند و براش ذوق می کردند و به نوعی براش سرو دست می شکستند به همین خاطر نقشه ای به ذهنم خطور کرد وآنکه به فکر درست کردن بسته هائی به نام شانسی شدم و در فروشگاه کوچولوئی که درست کرده بودیم گذاشتم وبه هربچه ای عبور می کرد خرگوش را نشان میدادم و می گفتم بیائید شانس خود را امتحان کنید در یکی از این بسته ها نام این حیوان است بیائید وبخریددر صورتی که این گونه نبود و کودکان از همه جا بی خبر هم والدینشان را کلافه می کردند تا از این بسته ها برایشان بخرند و بدین ترتیب کاسبی ما هم از رونق خاصی برخوردار شد البته دیری نپائید که جوانی دست ما را خواند وهمه چیز به هم ریخت .
البته من این داستان را بنا به علتی گفتم که به موضوعی دیگر برسم هر چندیاد آوری دوران شیرین کودکی خالی از لطف نیست.
باری به عقب تر برمی گردم یعنی به حدود 1400 سال پیش و هنگامی که امامی غایب شد یعنی در بزنگاه تاریخ امامی که حتی اگر می خواست بر اساس اسلاف خود برای تداوم دین اجدادیش هم قدم بردارد باید می ماند وارشاد می کرد یا راه جنگ را بر می گزید ولی نمیدانم چراغایب شد؟ البته دو مسئله قابل تامل است یا غایب شده ویا غیبش کردند
اگر غیبش کرده یا به روایتی او را کشته باشند که روالی طبیعی در طول تاریخ بوده که رقبا در صحنه دین ،سیاست و اموری از این قبیل این مسائل را داشته اند واگر هم غیب شده باشد احتمال دارد بر اثر صانحه ای طبیعی ودر جائی که قابل دسترسی نبوده دارفانی را وداع گفته باشد ولی مهم تر از این روایات استفاده عده ای از این داستانها وافسانه هاست که با استفاده از ناپدید شدن امام دوازدهم باعث رواج دکه ها شده اند و به سان همان کودکی ما شانسی های پوچ را ابداع کرده اند و مشتریهای فریب خورده را وادار به خرید شانسی ها می کنند و بر عکس ما که از زیبائی خرگوش بهره می بردیم این قماش سعی درساخت داستانهای دهشتناکی می کنند که خواب را بر امت تلخ کرده اند و تنها خاطره خوشی که از او در خاطره هاساخته اند جشن تولدش است که نیم روزی طول نمی کشد و اخیرا هم آنقدر رینگ مداحی را با ماتم همگون ساخته اند که اگر ندانی نمی توانی فرق عزا وعروسی شان را دریابی .
در هر صورت حکومت ملایان با استعانت از این مسائل سعی در بزرگ نمائی جایگاه آن امام نمود و همانگونه که در گوشه وکنار می شنوید ومی بینید این اهمیت را ابتدا در قائل شدن به جانشینش متبلور ساخت و حال نقش نائب را حسن صباح وار از خود امام والاتر می دانند و حتی این مقام را تا حد خدانی هم بالا خواهند برد ولی چیزی که ثابت شده ضد هر پدیده یا موجودی را می توان با خود آن پدیده بوجود آورد واین بار هم مستثنی نیست ،خود ملایان این دکان را باز کرده اند و مقام ومنزلت امامی مجهول را بالا برده اند ،خودشان هم این بساط را جمع خواهند کرد و شانسی های پوچ را خود به دست خودشان باز خواهند کرد
من نمیدانم چرا هر چه این قوم اسلام زده می گویند مقدس است وبقیه نه.
به باورها و عقایدی که دارند جنبه خدائی می دهند وبه کسی مجال انتقاد نمی دهند واگر صحبتی یا نقدی بر زبان آوردی می گویند کفر می گوئی وتو را موستوجب عقاب میدانند هر جور می خواهند دیگران را تفسیر کرده و اگر با منطقشان سازگار نبود او را تکفیر می کنند.
چرا به خود اجازه میدهند به دیگران تهمت بزنند وهر چه میخواند بگویند ؟این اشکالی ندارد؟ عقاید مسیحیان،زرتشتیان ویا هندوها و هزاران آئین را به را حتی به باد استهزا گرفته وتوهین می کنند ولی اگرکسی کلامی بر علیه آنها گفت باید خاموش شود
این جماعت به خودشان هم رحم نمی کنند به ویدئوی زیر توجه کنید ببینید آخوند حکومتیشان چه گونه به اهل سنت که در بنیان با شیعه به حول یک محورند توهین می کند ؟
می بینیدتازه هیچ محلی از اشکال هم نمی بینندو به خودشان هم حق می دهند ویا پای را از توهین فراتر گذاشته به مرگ دیگران نیزراضی اند مگرعملیات تروریستی را عملیات شهادت طلبانه نمی نامند این که از توهین بدتر بوده وراهی برای ورود به بهشت می دانند آخر این چه خدائی است که کلید بهشتش را به کسانی می دهد که با کشتن خود عده ای را هلاک کنند
این که بیمار محض است ،کسی که به قاتل پاداشی بس عظیم می دهد باید همدست قاتل باشد وهم خو با آن و کاملا با رحمانیت در تضاد است .
همانگونه که گفتم به کلامشان ماهیت خدائی داده و مقدس میدانند از این رو مخالفان را مفسد دانسته ودفاع از آنها را دفاع از باطل قلمداد می کنند آیا از حیثیت،انسانیت،شرف وآزادی چیز مقدس تری می شناسید؟
به همان خدائی که پرستشش نیازی به پیغمبر و امام و این خزعبلات ندارد قسم ، تقدس یعنی انسان بودن ولاغیر،.امامی که ساخته دست بشر است ایا بابتهای لات وعزی ومنات فرقی می کنند؟
ساختن تقدس ماورائی برای هر جسم اعم از جاندار وبی جان عین بت پرستی است ،نه حق پرستی .
و این که قائل باشیم به مقدس بودن کلاممان هم عین تکبر و این مقوله ها با انسانیت در تقابل است نه تعامل. پس این که من مسائلی همچون امام زمان و مسائل مطروحه در اسلام را به چالش می کشم هیچ توهینی نیست ،توهین موقعی است که به اصل انسانیت خدشه وارد سازد ،توهین کلام سردمداران حکومت اسلامی است که فکر میکنند مردم بی شعورند وخود ذی شعور.
من عقایدم را مطرح میکنم اگر کسی خوشش نمی آید می تواند نخواند ولی نمی تواند به بهشت وجهنم رفتن من یا افرادی که تحت تاثیر کلامم قرار می گیرد کاری داشته باشد واگر اشکال را در پایه واساس دینتان می بینید که نتوانسته عده ای را تطمیع کند عیب از شماست نه من .
آخر نمی توانم مسائل اسلامی را با منطق تطبیق دهم چرا که مثلا نمی توان باور کرد خداوند شخصی را که از همه حیث به انسان می ماند را سالیان سال زنده نگهدارد و روزی او را ظاهر کند ،فقط برای چهل روز تا عدالت را بسط دهدو ظلم را نابود سازد و بعد از چهل روز کشته شود به دست زنی .ودر این موضوع چند مسئله مستتر است اول اینکه چرا خداوند بین انسانها تبعیض گذاشته؟دوم اینکه اگر قرار است دنیا را از ظلم پاک کند پس چرا آن زن ریش دار باعث مرگش می شود که نشان دهنده بر جای ماندن ظلم است وسوم اینکه اگر قرار است با ضرب شمشیر حق از باطل تمیز گردد،پس اختیار انسانی چه می شود؟
اینها مسائل من است که فکر نکنم توهین باشد و تذکرم این است که به جای تهدید ودنبال کردن راهی برای حذف من ، بهتر است جواب دهید.
در هر صورت این که من یا شما حرفی بزنیم و بگوئیم مقدس است راهی جز فریب دیگران را انتخاب نکرده ایم .
چیزی که این روزها در محافل مختلف از افراد متفاوتی می شنویم عقاید وافکار وخواسته های خمینی است ،یادمه در زمان آمدن او پس از سالها پرسیدند چه احساسی داری گفت هیچ،واقعا اگر کسی کمی احساس یا عاطفه داشت اینگونه بود که پس از سالها دوراز وطن بودن با هیچ احساسی به وطنش برگردد ما ایرانیان وقتی برای سفر برای مدتی کوتاه از شهرمان دور می شویم پس از بازگشت چه حسی داریم؟چگونه سعی می کنیم در اولین فرصت ودر پایان سفر تفریحی خودمان را به خانه برسانیم چه رسد به بازگشت پس از تبعید.
ویا سخنانی که از یک بنیانگذار انقلاب شنیدیم که حالا در همان انقلاب شنیدنش ممنوع شده ویا عکسهای دیدیم که حالا بایدبا ادیت نشان دهند
یعنی بیاناتش آنقدر عمیق ومهم بوده که این گونه دستخوش استحاله شده و یا آنقدر سخنش مشکل داشته که باید سانسور شود؟ به سادگی در می یابیم اصل تفکرش چه بوده آیا از اول حکومت اسلامی تا به حال چیزی جز مرگ وکشتاربه چیز دیگری می توانیم برسیم؟
من نمی دانم عقاید خمینی چیز دیگری بوده و ما خبر نداریم؟خودمان که شاهدش بودیم،اگر چه ملایان بر سر منابر از قول این امام وآن امام کلماتی راگفته وبرای هر جمله ای که می گویند هزاران سند از روایات آن امامان نقل می کنند و می توانند بر اساس مقتضیات زمان کلمات را سر هم کنند وعده ای عامی هم پذیرا باشند وترس ازمخالفت داشته باشند چون ندیده اند وفقط نقل قول شنیده اند وممکن است پیش خودشان بگویند احتمال دارداین بیانات از آنها باشد ولی این امام سیزدهم را که دیده ایم پس چه چیز مثبتی گفته که ما بی خبریم،آن که در هر سخنش قواعد دستور زبان فارسی را به نابودی می کشید ودر افکارش هیچ بوئی از دموکراسی وآزادی نبود آخر چه چیز مثبتی دیده اند که دائما دم از افکار وخواسته هایش می زنند؟
تازه دستگاه عریض وطویلی درست کرده اند به نام نشر آثار او وبر سر مدیریتش هم دائما دعواست ،آیا از نظرات او حتی می توان راهی برای سوزن نخ کردن یافت؟چه برسد به مملکت داری وگسیل انسانها به درجات والا.
آقایانی که می خواهند ایران را بر اساس نظرات خمینی اداره کنند وبر این نظر استوارند یادشان رفته خمینی که بود وچه کردوچه گفت؟آیا نائب امام زمان ،نمی کشد؟تاب شنیدن مخالف را دارد؟مسلما جواب بسیار معلوم است پس چرا جنگ زرگری راه انداخته اند؟
کسانی که ازطرفی دم از اصلاح ومخالفت با وضع موجود می زنند واز طرفی می خواهند اندیشه خمینی را پاس بدارند وبه آن عمل کنند حرکت در جا نمی زنند؟خمینی وخامنه ای چه تفاوتی دارند ؟خامنه ای یعنی خمینی زنده ،پس این همه هزینه بابت چیست؟این همه جوان کشته می شوندکه عنوانها عوض شود؟
این حکومت نیاز به تغییر اساسی وبنیادی داردنه اصلاح، زیرا درخت اصلاحاتی که با عقاید جلادی همچون خمینی آبیاری گرددثمره ای جز مرگ وفنا ندارد.
انواع واقسام فشار را دیده وشنیده اید وبرای آگاهی بیشتر به چند مثال اکتفا می کنم مثلا اگر بخواهند فشار لطیفی را شرح دهند حتمابه فشار بوسه اشاره می کنند چرا که از لطافت خاصی برخوردار بوده و این فشار به عواملی بستگی دارد وهر کدام حامل پیامی است و می خواهد نهایت عشق وعلاقه را اثبات کند که به شدتش می افزایند یا می کاهند و اگر بخواهند فشار سختی را مثال بزنند مثل اسلامیون می گویند فشار قبر واز بدی آن هزاران حدیث وروایت نقل می کنند بعضی از فشارها برای تادیب است مثلا گوش طفلی را فشار می دهند تا ادبش کنند و همانطور که میدانید هزاران نوع فشار در جهان موجود است ولی بحث من نوع جدید فشار است که بدون لمس میتوانید به وجودش آورید نمیدانم تا چه حد با این نوع فشار آشنائید البته این روزها حاکمان ایران و حامیانش بسیار استفاده می کنند ولی جالب اینحا چیزی است که خودشان تحت تاثیر همین فشارولی به طور غیر مستقیم قرار می گیرندو جالب اینجاست که شما نیاز نیست مقابلشان ورودر رو باشید و از روش غیر مستقیم به هدفتان می رسید ولی نمی دانم چرا در پی خنثی کردن آن به جای یافتن راه منطقی در مقابل هستندالبته آنهائی که باید کلام مرا بفهمند ،می فهمند .
روی سخنم افرادی است که با آزادی بیان،اندیشه وتفکراصولا در تناقضند وبه راستی چه زیبا گفته اند تا ابله در جهان باقی است مفلس در نمی ماند،و این دسته می دانند اگر آدمیان صاحب عقل روشن وآگاه شدند در مقابلشان قد علم می کنند ودکانشان تخته می شود پس اگر کسی از گفتن واز آتش سوزان جهنم ترسیمی آنها ترسی نداشت و جبار بودن خداوند را قبول نداشت پیدا شد مسلما تاب نمی آورند و در پی حذفش هستند ،اینجاست که فشار غیر ملموس را می توانید تجربه کنید آری من با گفتن وروشن گری این فشار را به شمائی که فقط خود را قبول دارید وبس پدید آورده ام پس بدانید این فشار از همان فشار قبرتان به مراتب بیشتر است پس خود را آماده کنیدچرا که من دست بردار نیستم و به ابراز عقایدم تا پای گور ایستاده ام به عبارتی راه باز وجاده هم درازواین راه پر پیچ .خم را طی خواهم کردو یک لجظه عقب نمی نشینم ،البته خود حاکمان از پوچ وبیهوده بودن گفته هایشان بهترخبر دارند و بهتر از من به مردم ماهیت افکارشان را به منثه ظهورگداشته اند چرا که خودشان راحت می کشند ،جنایت و ظلم می کنند وبه تنها چیزی که اعتقاد ندارند وجود خداونداست واینکه او ناظر به همه چیز است و آنقدر در منیت خود فرورفته اند که خود را خدامی دانند، برای حیات وممات انسانها حد تعیین می کنند وهر کلام غیر عقایدشان را کفر می دانند و توهین به مقدسات.
آیا مقدساتی جز شعور،عقل وخرد انسانها سراغ دارید؟آیا مقدساتی جز کرامت وانسانیت در جهان چیز دیگری می شناسید؟این خزعبلاتی که سر هم می کنند چیزی جز فریب و نیرنگ نیست،پس هر که می تواند باید روشن گری کند و سطح عقلانیت را بالا ببرد هرچند با این کار به بعضی فشار وارد سازد وهمانگونه که گفته ام حس می کنم این فشاررا بر عده ای وارد کرده ام آثار این فشار مشخص است البته قصد من قشار نبوده ولی چون آقایان می دانند عده ای آماده گی داشته وتشنه حقایقند وروشن گری وهر فردی می تواند تاثیرگذار باشد متحمل فشار غیر مستقیم شده اند و بهتر است بدانند این راه ادامه داشته ودارد.
ازراویان اخباری که در خصوص اسلام و به طور اخص از امام زمان به روایت می پردازند بارهاشنیده اید امام زمان جمعه روزی خواهد آمد و با شمشیرش جوی خون راه می اندازد و همه را از دم تیغ می گذراند اصلا انگار عقده های روانی اش را جبران میکند و جالب اینجاست که این کار را برای اجرای قسط ودادوبسط عدل انجام میدهد گوئی خداوندرحمانیتش را در آن زمان از یاد خواهد برد و به نوعی روی دیگرش را کار می گذارد آنقدر صحنه وحشتناکی از آن زمان ترسیم میکنند که ترس را به انتها رسانیده اند البته از عقاید و برداشتهای اسلامی دور نیست زیرا خون ومرگ بارزترین علامت اسلام است ودوام اسلام را در این گونه حرکات میدانند وبقاخودشان را در مرگ وکشتار ویادمان آن می بینندپس اگرمی بینید حرکات تروریستی را شهادت طلبانه مینامند ویا این گونه ،جوانانی را که یک انتقادساده میکنند را از دم تیغ میگذرانند ودر روز روشن حمام خون راه می اندازند با اصل تفکرشان هیچ تناقضی ندارد و چه ارتباط مستقیمی بین امام زمان ونایب بر حقش وجود دارد و جالب اینکه بر اساس گفته های خودشان آمده اند تا زمینه را برای ظهور ایجاد کنند یعنی به گونه ای باید مردم را برای کشتار بزرگ آماده کنند پس با اصل اسلام این گونه برخوردها در تعامل است وهمانگونه که بارها گفته ام بر خلاف عده ای که این حکومت را اسلام واقعی نمیدانند من این ملایان را کاملا اسلامی و از نوع نابش میدانم و بسیار شاگردان خوبی برای امام چاقو کش هستند وتفاوت آنها در به کار گیری ابزار قدرت است وگرنه این شاگرد یابهتر بگویم این نائب دقیقا حق استادرا به خوبی به جای آورده است .موضوع دیگری که بین این دو وجود دارد استفاده از تهدید است همیشه مردم را از آمدن امام غائب میترسانند و می خواهند با ساختن لولوئی از آن مردم به اعمالی که صلاح میدانند مجبور شوند البته در اسلام همیشه این ابزار جایگاه خود را داشته ولی با بروز تنش در ثباتشان این موضوع اهمیت بیشتری پیدا میکند هر گاه ترس از فهم و آگاهی مردم جدی میگردد ویا فردی به آگاهی و روشن شدن موضوعات دینی اقدام میکند فشارآوردن از طریق تهدیدبه مرگ بیشتر میشودچرا که اسلامیون زبانی به جز این ندارند ،اسلام یعنی جنجال خداوند با آدمیان به بدترین شکل .
عقایدو افکاراسلامی بر اساس روایات است که گوش به گوش نقل شده ویا کتابهائی که کاتبان نوشته اند ولی بیشترین تکیه آن براساس داستانهائی است که ملایان تعریف میکنندمثلا میگویند فلانی که شاگرد بمانی بوده واو پشت اندر پشت اساتیدی داشته به صادق میرسد و از قولش چیزی میگویند و روایاتی را بر اساس منافع خودشان ساخته وبر چسب امامی بر آن زده وبه بازار عرضه می دارند و این بازار پر رونق تا به آنجائی پیش آمده که در زمان حال هم اثر خود را بر جای گذاشته وهمانگونه که میبینید ومی شنوید دانما از تریبون های مختلف از مردگانی صحبت می شود که تا چندی پیش در زمان حیاتشان با سیستم ولایت مطلقه هیچ سنخیتی نداشته به حرف آمده و ازدر مداحی لب گشوده اند مثالی واضح روایت خوابی است از قول بهجت در مدح خامنه ای ،سئوال اینجاست که چرا حتی یک مرتبه در سیمای آخوندی نیامد ونطقی نکرد ویا جملاتی که از قول خمینی میگوینددر حالی که مواضع او را در برابر مسائل مختلف خودمان دیده ایم دلیل واضح دیگری است.
چند سال پیش در اداره ای نوشته ای بر دیوار دیدم از قول خمینی که اصلا با ادبیات وی هیچ همخوانی نداشت وقتی به کارمندان آن اداره گوشزد کردم با من در اینکه این جملات از خمینی نیست متفق القول بودندالبته این قضیه تازگی ندارد فقط آب ورنگش در زمان دولت خرافی فعلی بیشتر شده ،چون دوامشان را در اشاعه خرافات دیده اندو ابراز کلام از سوی مرده هیچ مدعی نداردو هر طور که می خواهند آن جملات را نشر می دهند هر چند این آقایان ابائی ندارند و حتی اگر هم مدعائی پیدا شود او را خفه دم میکنند ولی صحبت از قول مرده دلنشین تر است البته مرده پرستی قشری از عوام زمینه ساز شده و به این مسئله قدرت میدهد.
ببینید چه جملاتی از قول فاطمه میگویندانگار او استادی همه چیز دان بوده اگر زمان حیات او را با روایاتش تناسب ببندیم عمر 80 ساله می خواهد در حالی که او 18 ساله بوده علیهذامسئله رواج خزعبلات است که ازآن بهره میبرند
بهتر است عقلمان را بر احساسات پوچ غلبه دهیم تا فردائی روشن داشته باشیم
الف -قبل از هر چیزی ابتدا 4 بخش از صحبتهای واعظان اسلامی که در زمان حال بیان شده را کامل ببیند
1-
2
3
4
ب- اکنون بخش زیر کلام ملای دیگری که حدود 35تا 40 سال پیش بر زبان آورده است
آیا در ماهیت این دو بخش تفاوتی احساس کردید؟آیا ریشه وبنیان آنها تغییری کرده است؟ آنچه در بخشهای بالا مشاهده کردید خطابه های جدید وقدیمی که 35تا 40 سال از آن می گذرد ولی از حیث اصالت بر یک بنیان استوارند و فقط در ظاهر و طرز بیان متفاوتند هر دو مردم را بی شعور فرض کرده و با بیان اظهاراتشان سعی در تبلیغ و تلقین اراجیفی دارند که در ذهن هر ذی شعور وفهمی هیچ محلی از اعراب ندارد.
اصولا با تحجر در تعاملند و کوشش در عقب بردن انسانها دارند ،فقط با یک تفاوت که در زمان حال تکنولوژی وعلم بسیاری از خرافات را رو کرده و مثلا اگر در زمان قدیم به کسی قسم امامی را میدادند به خاطر جو آنزمان و عدم آگاهی از واقعیت های دینی بر اساس باور یا ترس کاری را انجام میداد یا امتناع می ورزید ولی حالا با ظاهر شدن چهره واقعی اسلام آن ترس بی جا رنگ باخته وجائی ندارد.
ولی اربابان و حکام اسلامی میدانند مادامی که عقاید کور وجهالت چتر خود را بر تفکروذهن روشن پهن کرده دکانشان رونق دارد و تا آگاهی جایگاهی نداشته باشد میتوانند سرمایه کشور را به یغما ببرندپس باید خرافات را رواج دهند واصولا چون میدانند مردم و بویژه عوام ترس از دین وعاقبت وبهشت وجهنم را اگر باور کنند به واسطه همان ترس غلام حلقه به گوش میشوند پس باید اراجیف هم گسترده شود.
هزاران سال از پیغمبر وامامان وامام زمان گفته اندوهزاران روایت از آنها نقل کرده اند وهر چه پیش می رویم به احادیث اضافه میشود و با هر موضوعی روبرو میشوند حدیثی به همان تناسب میسازندونمیدانم از کجایشان در می آورند که سریع و فی البداهه بوده ولی مهم احمق تصور کردن مردم است .
نمیدانم تا کی باید برای حماقت امامی که با 72 نفر به جنگ 20000رفت و یا کودک 6 ماهه را با خود به جنگ برد بر سر ومغزمان بزنیم ونمیدانم تا کجا باید کلمات قصار زنی (منظورم فاطمه است ) که فراتر از طول عمرش صحبت دارد را سرمشق بگذاریم ،تا کی باید باور کنیم کسی را که دستش را قطع کرده اند باز هم در تلاش آوردن آب است وتا کی باید در انتظار امامی باشیم که زمانی در عصر تکنولوژی ظهور کندوبا شمشیر واسب بر علیه تمام سلاح ها ی مدرن قیام کند و بعد از مدتی کوتاه و جاری کردن جوی خون کشته شود .
اگر بخواهیم از این خزعبلات سر هم کنیم زمان مجال نمیدهد ولی چیزی که مهمه تکراری بودن این مطالب بوده وتا یادمان هست همینهاست و تفاوت فقط در طرزو نوع و جایگاه و میدان بیان است .اگر چه در قدیم هم این چرندیات گفته می شد ولی مثل الان ملایان جایگاه نداشتند منظورم در دست داشتن ابزار قدرت است که زمام امور را در دست گرفته اند و کسی جرات انتقاد ندارد ،کسی نمیتواند جلوی آنها را بگیرد که مبارزه با خدا قلمدادمیگردد از طرفی متولیان دولت نیز با پروبال دادن به این مسائل حوزه بسط آنها را گسترده میکنند. در جائی که رئیس جعلی دولت در جلسات برای امام زمان صندلی میگذارد ویا هاله نور اطرافش میبیند ،خرافه وخرافه گرائی نیست؟و بامسئله ارتباط بی حجابی وزلزله فرقی دارد؟دوباره میگویم آیا ماهیتا تفاوتی حس میکنید؟
همانگونه که قبلا نیز گفتم تفاوتها در جایگاه بیان است یعنی تریبون ، اگر چه ازسالهای دور هم این کلمات بر زبان اسلامیون جاری میشد ولی از مسجد بیرون نمیرفت ومحدود میشد به جمعی پیره مرد وزنی که به قول معروف سایه عمرشان لب دیوار است یا جوانان جاهل و عامی که باورهای غلط را انتخاب کرده اندو در همان جا با قطره اشکی تمام میشد وبه بیرون درز نمی کرد ولی در حال حاضر با گسترش رسانه های تلویزیونی وماهواره ای وسایت های اینترنتی از یک طرف و در دست داشتن تمام قدرت وابزارهای دولتی از طرفی مبانی تفکراتی خودشان را در عالم فراگیر میکنند و تمام دنیا شاهد این چرندیاتند و در مردمان سایر دول این موضوع متبلور میشود که ایرانیان در جهالت به سر می برند ومتاسفانه عده ای هم که منافعشان تامین است به این افکار پروبال میدهند و صاحبان قدرت که محور این قدرت را در جهالت مردم یافته اند هر روز با ساختن روایاتی ودست گذاشتن بر احساسات عوام که همیشگی بوده به اهدافشان نائل میگردند وتنها راه آزادی از قید استثمار مذهبی برچیدن سایه دین جهل وجوراسلامی از سر ایران است که به امید آن روز هنوزنهال زنده ماندن در ایرانی آزاد شکوفا خواهد ماند
ب-ظاهر مرد مسلمان
اگر چه ظاهر زنان نسبت به مردان از اهمیت بیشتری برخوردار است ولی مردان هم باید مواردی را در نظر داشته باشند اگر یادتان باشد در اول بحث دستگاه ریش تراشی لازم بود البته باید ابتدا تیغ را از این پس فراموش کنید زیرا استفاده از تیغ حرام است پس بگذارید ریش هایتان بلند شود وتا حدی که اگر آنها را در مشت بگیرید یک سانت از از مشتتان بیشتر بشود وقتی تا این حد شد موزر را برداشته وسبیلهایتان را ماشین کنیداولا اسلام را رعایت کرده اید و ثالثا زیبا شده اید و بهتر آنست که موهای سرتان را هم ماشین کنیدوقتی این گونه شد ظاهری آراسته دارید.
گام بعدی احتراز از پوشیدن لباس آستین کوتاه است زیرا اگر دستهایتان را زنی بیند ممکن است تحریک شود و گناه مرتکب شده ایدوبهتر اینست که یقه پیراهنتان هم آخوندی شود که بسیار زیباست در وحله بعد انگشتر عقیقی فراهم کرده در دستتان کنید البته هر چه بزرگتر باشد بهترو تسبحی هم اگر دردستتان بود که آخرشه ،کفشهایتان هم اگر نعلین باشد بسیار زیباتر میشوید.
در مرحله بعد در فکر ازدواج موقت باشید ورقم آنرا اگر به 4یا 5برسانید که بهترین کار را کرده اید و اصلا کاری به اعتراض همسرتان نداشته نباشید ،فقط وفقط به فکر کار خیرتان باشید.
همیشه یک قدم جلوتر از همسرتان راه بروید و دست وی را نگیرید زیرا خوبیت ندارد.همیشه با این فکر زندگی کنید که زن باید از شما پیروی کند پس به طور دقیق از رفت وآمد وحرکاتش باخبر باشید و باید از شما برای هر کاری اجازه بگیردولی در قبال همبستر شدن با او به وی پول پرداخت کنید و اگر به شما تمکین نکرد به او نفقه ندهید.
قسمت پنجم:مسائل متفرقه و مهم
در این قسمت به اعمال متفرقه میپردازم
1-برای هر مشکل یا مسئله ای که دارید میتوانید به کتاب دست نوشته یک مرجع به نام رساله و یا به کتابهای مرجع اسلامی مثل حلیه المتقین مراجعه کنیدو یا به استفتائیه حضرت فعلی رجوع شود که بسیارعمل درستی است .و اگر به مشکلی برخورد کردید سریعا به جمکران رفته آنرا بر کاغذی نوشته در چاه آنجا بیندازید .زیرا امام زمان در آن چاه نشسته و با دفتر ودستک عریض وطویلی به رفع ورجوع کارها میپردازد پس با مسلمان شدن هیچ مشکلی را نباید حس کنید.
2-برای مسافرت و میهمانی از کفش هائی به رنگ قرمز وزرد استفاده کنید که صواب دارد.
3-بهترین عطر برای استفاده یک مسلمان گلاب است یا عطوری که از مشهد می توانید تهیه کنیدوخود را معطر کنید.
4-برای رسیدن به اهدافتان دروغ گفته زیرا تقیه کرده ایدو ترسی نداشته باشید
5-اگر توانستید به خود بمب ببندید و کافران را بکشید عمل شهادت ظلبانه انجام داده ایدو یک راست به بهشت میروید
6-ضمنا خمس وزکات فراموش نشود.
اگر این امور را انجام دادید بدانید مسلمان واقعی شده اید و دینتان کامل وحتما به بهشت خواهید رفت.
قسمت چهارم:ظاهر فرد مسلمان
از آنچه تا کنون گفتم راه مسلمانی را شروع کردید اگر چه پیچ وخم بسیار دارد ولی برای شروع کافی است و این مراحل شروطی داردیعنی همین که مسلمان شدید محدودیت هائی هم با آن شروع می شود البته برای رفتن به بهشت باید اصولی را رعایت کنیدپس محدودیت ها الزامی است.
الف-ظاهر زن مسلمان
برای مقدمه دیدن کلیپ بالا را ضروری دانستم چرا که ظاهر مسلمان مخصوصا زنان از اهمیت بالائی برخوردار است و باید بدانند چگونه خود را بپوشانند ،اگر یادتان باشد در ابتدای بحث گفتم پارچه مشکی لازم است چرا که بانوان مسلمان باید خود را بپوشانند تا از هر گونه گزندی آسوده باشند .
این پوشش مشکی اگر چه ظاهرا پارچه ای بیش نیست ولی به مانند آنتی بیوتیک یا پادتن میتواند عایق باشد البته باید بگویم شما عین صدفی هستید و بدورتان طبیعتا باید غلاف باشد پس سریعا این پوشش را دوخته وبر تن کنید ولازم است چند دست از آن را فراهم کرده چون لباس رسمی شمادر کوچه،بازار وهر محلی است که شما فکر میکنید .
از این لحظه شما یک بانوی محجبه هستید که خود را باید از دید مخفی کنید و هنگامی کنار میرود که با همسر،پدر و با در نظر گرفتن محدودیتی مقابل برادرتان باشیدو خاطر نشان میکنم که از این به بعد باید باید روی بعضی مسائل را قلم بکشیدمثل ورزش ویا اینکه با پوشش میتوانید بعضی اعمال را انجام دهید ولی از شنا،پاتیناژ،باله وغیره معذورم.
بهتر اینست که کیسه ای دوخته به رنگ سیاه و داخل آن رفته کار را یکسره کنید زیرا بهتر است و عندالزوم از منزل خارج نشوید ،گاها شنیده اید برای اعمالی از شما میخواهند بیرون بروید مثلا در اجتماعی، مجلسی و یا در کمپی ولی بی اعتنا بوده در خانه بمانید البته بهتر است در خانه هم پوششی بر سر بگذارید چرا که هر نگاهی امکان گناه بودن را با خود دارد مثلا آیا شما میتوانید عبور گربه نری را بر بام خانه خود پیش بینی کنید؟!!!!!!!
خانمهای مسلمان وبهتر اینست که بگویم خواهران مسلمان زیرا در اسلام از این گونه عقود فراوان داریم که سریعا با هم خواهر وبرادر میشوید ولی در نظر داشته باشید هیچ گاه در مقابل این برادران سببی حجاب از سر بر ندارید،راستی یک احتمال بر گمراه شدن غربیان اشتباه برداشت از این خواهروبرادری است زیرا هیچ گاه در ملا عام از حجاب استفاده نمیکنند البته به نوعی جو گیر شده اند و فکر کرده اند مردان کوچه وبازار برادرانشان هستند .باری پس حفظ پوشش فراموش نگرددو معانی را هم مخلوط نکنید.
هیچ گاه از مواد معطر استفاده نکنید زیرا به شمار نامحرمانی که بوی عطرتان به مشامشان میخورد گناه برشما حساب میشود و نامه اعمالتان سیاه میگرددهمان بوی عرق از بهترین عطور است .
در زندگی همیشه از فاطمه سرمشق بگیرید زیرا آنقدر از او روایت هست که در هیچ زمینه ای کسری نمیبینید البته نمیدانم این همه حرف وسخن ورفتار از یک زن عرب بیسواد که فقط 18 سال عمر کرد چگونه بدست آمده ؟نمیدانم مثلا اگر قرار بود 60 سال عمر کند چه میشد؟همانگونه بارها گفته ام در اسلام جایگاه بلندی به زن داده اند فقط در مواردی نه چندان مهم کوتاهی هائی شده که به مواردی اشاره میکنم:
1-هرگز شهادت ندهید زیرا در هیچ محکمه ای پذیرفته نیست.
2-به همسرتان در رابطه با تعدد زوجات ایراد نگیرید.
3-در رابطه با ارث سهمتان نیمی از مردان است.
4-همیشه یک قدم عقب تر از شوهرانتان راه بروید.
5-برای پستهای مهم کاندیدا نشوید.
6-در یک خیابان بیش از یک بار نروید.
در پایان به خواهران یادآور میگردم به موهایتان حسرت دیدن آفتاب وبرخورداری از هوای تازه را گذاشته و مرتکب گناه نشوید
در ادامه به چگونگی ظاهر مردان میپردازم.
3-صیغه
در اسلام شما میتوانید بر هر سئوالی که در ذهن میپرورانید جوابی بگیرید چون یگانه دین جامع الشرایطی است که در عالم وجود دارد واز آنجائی که عالمان دینی بیشترین قسمت ذهنشان بر دو محور شکم و مسائل جنسی مبتنی است اصلا نگران سئوالات از این قبیل نباشید.
به بررسی موضوع صیغه میپردازم زیرا در اسلام به این موضوع بیشترین اهمیت را میدهند البته نمیدانم اسم این را چه بگذارم زیرا در تفکر هر انسان کامل عقلی هیچ تفاوتی با فحشا ندارد اسلامیون معتقدند بخصوص غربیان از زن به عنوان وسیله استفاده ابزاری میکنند ولی خود غافلند که برای استفاده غیر اخلاقی از این پدیده ظریف برای خود مجرای قانونی تعریف کرده اند و به قولی برای آن کلاه شرعی بافته اند اصلا نمیدانم چرا باید برای مردان فکر ارضا باشند ،برای ارضاغرایض مردان از زن استفاده میکنند بدون اینکه کوچکترین جایگاهی برای شخصیت زن قائل باشند بحث صیعه از سلسله مباحثی است که ملایان بسیار از این بحث بهره میبرند اول اینکه برای اجرای آن مبالغی را اخذ مینمایندکه این میتواند درآمد خوبی باشد از طرفی دستشان برای هر عمل شنیعی باز گشته و چهره ای قانونی به آن میدهند.
صیعه یا ازدواج موقت به نظر من کثیف ترین عملی است که در عالم میتواند وجود داشته باشد ودر جامعه ای مثل ایران نگاه به این موضوع پسندیده نیست چرا که در این نوع ازدواج میتوانید از یک زن به مدت 1 ساعت تا 90 روز استفاده شهوانی برد در قبال وجهی معلوم و اگر حتی ثمره این نوع رابطه فرزندی هم نباشد که خود فاجعه ای بدتر است هیچ فرقی با تن فروشی ندارد ولی در اسلام نه تنها بد نیست بلکه وجهه ای صواب دار به آن میدهند و حتی تا آنجا پیش برده اند که به نقل از باطمه زهرا این نوع ازدواح از بهترین ولذت بخش ترین صوابهاست نمیدانم تا کجا باید به خودمان تلقین کنیم احمقیم؟تا کجا باید چشمانمان را بر حقایق ببندیم؟چرا نمیخواهیم باور کنیم از ما به عنوان خرانی بار بردار استفاده میکنند
ای وای بر من قرار بود اسلام آموزش دهم ولی انگار به خطا رفتم ولی شما این نوشته ها را باور نکنید بروید وصیغه کنیدو قیض ببرید به قول جوانی که در فیلم بالا میگوید برای ارضا بهترین نوع است شما هم لذت ببرید تا به بهشت روانه گردید به عواقب آن هم فکرنکنید
پس برای عبادت تنها راه، نماز نیست شما راههای بسیاری برای رسیدن به خدا دارید که میتوانید امتحان کنید
در بخش پایانی آموزش مسلمانی به ظاهر یک فرد مسلمان میپردازم که حتما به آن دقت کنید