چیزی که این روزها در محافل مختلف از افراد متفاوتی می شنویم عقاید وافکار وخواسته های خمینی است ،یادمه در زمان آمدن او پس از سالها پرسیدند چه احساسی داری گفت هیچ،واقعا اگر کسی کمی احساس یا عاطفه داشت اینگونه بود که پس از سالها دوراز وطن بودن با هیچ احساسی به وطنش برگردد ما ایرانیان وقتی برای سفر برای مدتی کوتاه از شهرمان دور می شویم پس از بازگشت چه حسی داریم؟چگونه سعی می کنیم در اولین فرصت ودر پایان سفر تفریحی خودمان را به خانه برسانیم چه رسد به بازگشت پس از تبعید.
ویا سخنانی که از یک بنیانگذار انقلاب شنیدیم که حالا در همان انقلاب شنیدنش ممنوع شده ویا عکسهای دیدیم که حالا بایدبا ادیت نشان دهند
یعنی بیاناتش آنقدر عمیق ومهم بوده که این گونه دستخوش استحاله شده و یا آنقدر سخنش مشکل داشته که باید سانسور شود؟ به سادگی در می یابیم اصل تفکرش چه بوده آیا از اول حکومت اسلامی تا به حال چیزی جز مرگ وکشتاربه چیز دیگری می توانیم برسیم؟
من نمی دانم عقاید خمینی چیز دیگری بوده و ما خبر نداریم؟خودمان که شاهدش بودیم،اگر چه ملایان بر سر منابر از قول این امام وآن امام کلماتی راگفته وبرای هر جمله ای که می گویند هزاران سند از روایات آن امامان نقل می کنند و می توانند بر اساس مقتضیات زمان کلمات را سر هم کنند وعده ای عامی هم پذیرا باشند وترس ازمخالفت داشته باشند چون ندیده اند وفقط نقل قول شنیده اند وممکن است پیش خودشان بگویند احتمال دارداین بیانات از آنها باشد ولی این امام سیزدهم را که دیده ایم پس چه چیز مثبتی گفته که ما بی خبریم،آن که در هر سخنش قواعد دستور زبان فارسی را به نابودی می کشید ودر افکارش هیچ بوئی از دموکراسی وآزادی نبود آخر چه چیز مثبتی دیده اند که دائما دم از افکار وخواسته هایش می زنند؟
تازه دستگاه عریض وطویلی درست کرده اند به نام نشر آثار او وبر سر مدیریتش هم دائما دعواست ،آیا از نظرات او حتی می توان راهی برای سوزن نخ کردن یافت؟چه برسد به مملکت داری وگسیل انسانها به درجات والا.
آقایانی که می خواهند ایران را بر اساس نظرات خمینی اداره کنند وبر این نظر استوارند یادشان رفته خمینی که بود وچه کردوچه گفت؟آیا نائب امام زمان ،نمی کشد؟تاب شنیدن مخالف را دارد؟مسلما جواب بسیار معلوم است پس چرا جنگ زرگری راه انداخته اند؟
کسانی که ازطرفی دم از اصلاح ومخالفت با وضع موجود می زنند واز طرفی می خواهند اندیشه خمینی را پاس بدارند وبه آن عمل کنند حرکت در جا نمی زنند؟خمینی وخامنه ای چه تفاوتی دارند ؟خامنه ای یعنی خمینی زنده ،پس این همه هزینه بابت چیست؟این همه جوان کشته می شوندکه عنوانها عوض شود؟
این حکومت نیاز به تغییر اساسی وبنیادی داردنه اصلاح، زیرا درخت اصلاحاتی که با عقاید جلادی همچون خمینی آبیاری گرددثمره ای جز مرگ وفنا ندارد.
انواع واقسام فشار را دیده وشنیده اید وبرای آگاهی بیشتر به چند مثال اکتفا می کنم مثلا اگر بخواهند فشار لطیفی را شرح دهند حتمابه فشار بوسه اشاره می کنند چرا که از لطافت خاصی برخوردار بوده و این فشار به عواملی بستگی دارد وهر کدام حامل پیامی است و می خواهد نهایت عشق وعلاقه را اثبات کند که به شدتش می افزایند یا می کاهند و اگر بخواهند فشار سختی را مثال بزنند مثل اسلامیون می گویند فشار قبر واز بدی آن هزاران حدیث وروایت نقل می کنند بعضی از فشارها برای تادیب است مثلا گوش طفلی را فشار می دهند تا ادبش کنند و همانطور که میدانید هزاران نوع فشار در جهان موجود است ولی بحث من نوع جدید فشار است که بدون لمس میتوانید به وجودش آورید نمیدانم تا چه حد با این نوع فشار آشنائید البته این روزها حاکمان ایران و حامیانش بسیار استفاده می کنند ولی جالب اینحا چیزی است که خودشان تحت تاثیر همین فشارولی به طور غیر مستقیم قرار می گیرندو جالب اینجاست که شما نیاز نیست مقابلشان ورودر رو باشید و از روش غیر مستقیم به هدفتان می رسید ولی نمی دانم چرا در پی خنثی کردن آن به جای یافتن راه منطقی در مقابل هستندالبته آنهائی که باید کلام مرا بفهمند ،می فهمند .
روی سخنم افرادی است که با آزادی بیان،اندیشه وتفکراصولا در تناقضند وبه راستی چه زیبا گفته اند تا ابله در جهان باقی است مفلس در نمی ماند،و این دسته می دانند اگر آدمیان صاحب عقل روشن وآگاه شدند در مقابلشان قد علم می کنند ودکانشان تخته می شود پس اگر کسی از گفتن واز آتش سوزان جهنم ترسیمی آنها ترسی نداشت و جبار بودن خداوند را قبول نداشت پیدا شد مسلما تاب نمی آورند و در پی حذفش هستند ،اینجاست که فشار غیر ملموس را می توانید تجربه کنید آری من با گفتن وروشن گری این فشار را به شمائی که فقط خود را قبول دارید وبس پدید آورده ام پس بدانید این فشار از همان فشار قبرتان به مراتب بیشتر است پس خود را آماده کنیدچرا که من دست بردار نیستم و به ابراز عقایدم تا پای گور ایستاده ام به عبارتی راه باز وجاده هم درازواین راه پر پیچ .خم را طی خواهم کردو یک لجظه عقب نمی نشینم ،البته خود حاکمان از پوچ وبیهوده بودن گفته هایشان بهترخبر دارند و بهتر از من به مردم ماهیت افکارشان را به منثه ظهورگداشته اند چرا که خودشان راحت می کشند ،جنایت و ظلم می کنند وبه تنها چیزی که اعتقاد ندارند وجود خداونداست واینکه او ناظر به همه چیز است و آنقدر در منیت خود فرورفته اند که خود را خدامی دانند، برای حیات وممات انسانها حد تعیین می کنند وهر کلام غیر عقایدشان را کفر می دانند و توهین به مقدسات.
آیا مقدساتی جز شعور،عقل وخرد انسانها سراغ دارید؟آیا مقدساتی جز کرامت وانسانیت در جهان چیز دیگری می شناسید؟این خزعبلاتی که سر هم می کنند چیزی جز فریب و نیرنگ نیست،پس هر که می تواند باید روشن گری کند و سطح عقلانیت را بالا ببرد هرچند با این کار به بعضی فشار وارد سازد وهمانگونه که گفته ام حس می کنم این فشاررا بر عده ای وارد کرده ام آثار این فشار مشخص است البته قصد من قشار نبوده ولی چون آقایان می دانند عده ای آماده گی داشته وتشنه حقایقند وروشن گری وهر فردی می تواند تاثیرگذار باشد متحمل فشار غیر مستقیم شده اند و بهتر است بدانند این راه ادامه داشته ودارد.
ازراویان اخباری که در خصوص اسلام و به طور اخص از امام زمان به روایت می پردازند بارهاشنیده اید امام زمان جمعه روزی خواهد آمد و با شمشیرش جوی خون راه می اندازد و همه را از دم تیغ می گذراند اصلا انگار عقده های روانی اش را جبران میکند و جالب اینجاست که این کار را برای اجرای قسط ودادوبسط عدل انجام میدهد گوئی خداوندرحمانیتش را در آن زمان از یاد خواهد برد و به نوعی روی دیگرش را کار می گذارد آنقدر صحنه وحشتناکی از آن زمان ترسیم میکنند که ترس را به انتها رسانیده اند البته از عقاید و برداشتهای اسلامی دور نیست زیرا خون ومرگ بارزترین علامت اسلام است ودوام اسلام را در این گونه حرکات میدانند وبقاخودشان را در مرگ وکشتار ویادمان آن می بینندپس اگرمی بینید حرکات تروریستی را شهادت طلبانه مینامند ویا این گونه ،جوانانی را که یک انتقادساده میکنند را از دم تیغ میگذرانند ودر روز روشن حمام خون راه می اندازند با اصل تفکرشان هیچ تناقضی ندارد و چه ارتباط مستقیمی بین امام زمان ونایب بر حقش وجود دارد و جالب اینکه بر اساس گفته های خودشان آمده اند تا زمینه را برای ظهور ایجاد کنند یعنی به گونه ای باید مردم را برای کشتار بزرگ آماده کنند پس با اصل اسلام این گونه برخوردها در تعامل است وهمانگونه که بارها گفته ام بر خلاف عده ای که این حکومت را اسلام واقعی نمیدانند من این ملایان را کاملا اسلامی و از نوع نابش میدانم و بسیار شاگردان خوبی برای امام چاقو کش هستند وتفاوت آنها در به کار گیری ابزار قدرت است وگرنه این شاگرد یابهتر بگویم این نائب دقیقا حق استادرا به خوبی به جای آورده است .موضوع دیگری که بین این دو وجود دارد استفاده از تهدید است همیشه مردم را از آمدن امام غائب میترسانند و می خواهند با ساختن لولوئی از آن مردم به اعمالی که صلاح میدانند مجبور شوند البته در اسلام همیشه این ابزار جایگاه خود را داشته ولی با بروز تنش در ثباتشان این موضوع اهمیت بیشتری پیدا میکند هر گاه ترس از فهم و آگاهی مردم جدی میگردد ویا فردی به آگاهی و روشن شدن موضوعات دینی اقدام میکند فشارآوردن از طریق تهدیدبه مرگ بیشتر میشودچرا که اسلامیون زبانی به جز این ندارند ،اسلام یعنی جنجال خداوند با آدمیان به بدترین شکل .
عقایدو افکاراسلامی بر اساس روایات است که گوش به گوش نقل شده ویا کتابهائی که کاتبان نوشته اند ولی بیشترین تکیه آن براساس داستانهائی است که ملایان تعریف میکنندمثلا میگویند فلانی که شاگرد بمانی بوده واو پشت اندر پشت اساتیدی داشته به صادق میرسد و از قولش چیزی میگویند و روایاتی را بر اساس منافع خودشان ساخته وبر چسب امامی بر آن زده وبه بازار عرضه می دارند و این بازار پر رونق تا به آنجائی پیش آمده که در زمان حال هم اثر خود را بر جای گذاشته وهمانگونه که میبینید ومی شنوید دانما از تریبون های مختلف از مردگانی صحبت می شود که تا چندی پیش در زمان حیاتشان با سیستم ولایت مطلقه هیچ سنخیتی نداشته به حرف آمده و ازدر مداحی لب گشوده اند مثالی واضح روایت خوابی است از قول بهجت در مدح خامنه ای ،سئوال اینجاست که چرا حتی یک مرتبه در سیمای آخوندی نیامد ونطقی نکرد ویا جملاتی که از قول خمینی میگوینددر حالی که مواضع او را در برابر مسائل مختلف خودمان دیده ایم دلیل واضح دیگری است.
چند سال پیش در اداره ای نوشته ای بر دیوار دیدم از قول خمینی که اصلا با ادبیات وی هیچ همخوانی نداشت وقتی به کارمندان آن اداره گوشزد کردم با من در اینکه این جملات از خمینی نیست متفق القول بودندالبته این قضیه تازگی ندارد فقط آب ورنگش در زمان دولت خرافی فعلی بیشتر شده ،چون دوامشان را در اشاعه خرافات دیده اندو ابراز کلام از سوی مرده هیچ مدعی نداردو هر طور که می خواهند آن جملات را نشر می دهند هر چند این آقایان ابائی ندارند و حتی اگر هم مدعائی پیدا شود او را خفه دم میکنند ولی صحبت از قول مرده دلنشین تر است البته مرده پرستی قشری از عوام زمینه ساز شده و به این مسئله قدرت میدهد.
ببینید چه جملاتی از قول فاطمه میگویندانگار او استادی همه چیز دان بوده اگر زمان حیات او را با روایاتش تناسب ببندیم عمر 80 ساله می خواهد در حالی که او 18 ساله بوده علیهذامسئله رواج خزعبلات است که ازآن بهره میبرند
بهتر است عقلمان را بر احساسات پوچ غلبه دهیم تا فردائی روشن داشته باشیم
الف -قبل از هر چیزی ابتدا 4 بخش از صحبتهای واعظان اسلامی که در زمان حال بیان شده را کامل ببیند
1-
2
3
4
ب- اکنون بخش زیر کلام ملای دیگری که حدود 35تا 40 سال پیش بر زبان آورده است
آیا در ماهیت این دو بخش تفاوتی احساس کردید؟آیا ریشه وبنیان آنها تغییری کرده است؟ آنچه در بخشهای بالا مشاهده کردید خطابه های جدید وقدیمی که 35تا 40 سال از آن می گذرد ولی از حیث اصالت بر یک بنیان استوارند و فقط در ظاهر و طرز بیان متفاوتند هر دو مردم را بی شعور فرض کرده و با بیان اظهاراتشان سعی در تبلیغ و تلقین اراجیفی دارند که در ذهن هر ذی شعور وفهمی هیچ محلی از اعراب ندارد.
اصولا با تحجر در تعاملند و کوشش در عقب بردن انسانها دارند ،فقط با یک تفاوت که در زمان حال تکنولوژی وعلم بسیاری از خرافات را رو کرده و مثلا اگر در زمان قدیم به کسی قسم امامی را میدادند به خاطر جو آنزمان و عدم آگاهی از واقعیت های دینی بر اساس باور یا ترس کاری را انجام میداد یا امتناع می ورزید ولی حالا با ظاهر شدن چهره واقعی اسلام آن ترس بی جا رنگ باخته وجائی ندارد.
ولی اربابان و حکام اسلامی میدانند مادامی که عقاید کور وجهالت چتر خود را بر تفکروذهن روشن پهن کرده دکانشان رونق دارد و تا آگاهی جایگاهی نداشته باشد میتوانند سرمایه کشور را به یغما ببرندپس باید خرافات را رواج دهند واصولا چون میدانند مردم و بویژه عوام ترس از دین وعاقبت وبهشت وجهنم را اگر باور کنند به واسطه همان ترس غلام حلقه به گوش میشوند پس باید اراجیف هم گسترده شود.
هزاران سال از پیغمبر وامامان وامام زمان گفته اندوهزاران روایت از آنها نقل کرده اند وهر چه پیش می رویم به احادیث اضافه میشود و با هر موضوعی روبرو میشوند حدیثی به همان تناسب میسازندونمیدانم از کجایشان در می آورند که سریع و فی البداهه بوده ولی مهم احمق تصور کردن مردم است .
نمیدانم تا کی باید برای حماقت امامی که با 72 نفر به جنگ 20000رفت و یا کودک 6 ماهه را با خود به جنگ برد بر سر ومغزمان بزنیم ونمیدانم تا کجا باید کلمات قصار زنی (منظورم فاطمه است ) که فراتر از طول عمرش صحبت دارد را سرمشق بگذاریم ،تا کی باید باور کنیم کسی را که دستش را قطع کرده اند باز هم در تلاش آوردن آب است وتا کی باید در انتظار امامی باشیم که زمانی در عصر تکنولوژی ظهور کندوبا شمشیر واسب بر علیه تمام سلاح ها ی مدرن قیام کند و بعد از مدتی کوتاه و جاری کردن جوی خون کشته شود .
اگر بخواهیم از این خزعبلات سر هم کنیم زمان مجال نمیدهد ولی چیزی که مهمه تکراری بودن این مطالب بوده وتا یادمان هست همینهاست و تفاوت فقط در طرزو نوع و جایگاه و میدان بیان است .اگر چه در قدیم هم این چرندیات گفته می شد ولی مثل الان ملایان جایگاه نداشتند منظورم در دست داشتن ابزار قدرت است که زمام امور را در دست گرفته اند و کسی جرات انتقاد ندارد ،کسی نمیتواند جلوی آنها را بگیرد که مبارزه با خدا قلمدادمیگردد از طرفی متولیان دولت نیز با پروبال دادن به این مسائل حوزه بسط آنها را گسترده میکنند. در جائی که رئیس جعلی دولت در جلسات برای امام زمان صندلی میگذارد ویا هاله نور اطرافش میبیند ،خرافه وخرافه گرائی نیست؟و بامسئله ارتباط بی حجابی وزلزله فرقی دارد؟دوباره میگویم آیا ماهیتا تفاوتی حس میکنید؟
همانگونه که قبلا نیز گفتم تفاوتها در جایگاه بیان است یعنی تریبون ، اگر چه ازسالهای دور هم این کلمات بر زبان اسلامیون جاری میشد ولی از مسجد بیرون نمیرفت ومحدود میشد به جمعی پیره مرد وزنی که به قول معروف سایه عمرشان لب دیوار است یا جوانان جاهل و عامی که باورهای غلط را انتخاب کرده اندو در همان جا با قطره اشکی تمام میشد وبه بیرون درز نمی کرد ولی در حال حاضر با گسترش رسانه های تلویزیونی وماهواره ای وسایت های اینترنتی از یک طرف و در دست داشتن تمام قدرت وابزارهای دولتی از طرفی مبانی تفکراتی خودشان را در عالم فراگیر میکنند و تمام دنیا شاهد این چرندیاتند و در مردمان سایر دول این موضوع متبلور میشود که ایرانیان در جهالت به سر می برند ومتاسفانه عده ای هم که منافعشان تامین است به این افکار پروبال میدهند و صاحبان قدرت که محور این قدرت را در جهالت مردم یافته اند هر روز با ساختن روایاتی ودست گذاشتن بر احساسات عوام که همیشگی بوده به اهدافشان نائل میگردند وتنها راه آزادی از قید استثمار مذهبی برچیدن سایه دین جهل وجوراسلامی از سر ایران است که به امید آن روز هنوزنهال زنده ماندن در ایرانی آزاد شکوفا خواهد ماند
ب-ظاهر مرد مسلمان
اگر چه ظاهر زنان نسبت به مردان از اهمیت بیشتری برخوردار است ولی مردان هم باید مواردی را در نظر داشته باشند اگر یادتان باشد در اول بحث دستگاه ریش تراشی لازم بود البته باید ابتدا تیغ را از این پس فراموش کنید زیرا استفاده از تیغ حرام است پس بگذارید ریش هایتان بلند شود وتا حدی که اگر آنها را در مشت بگیرید یک سانت از از مشتتان بیشتر بشود وقتی تا این حد شد موزر را برداشته وسبیلهایتان را ماشین کنیداولا اسلام را رعایت کرده اید و ثالثا زیبا شده اید و بهتر آنست که موهای سرتان را هم ماشین کنیدوقتی این گونه شد ظاهری آراسته دارید.
گام بعدی احتراز از پوشیدن لباس آستین کوتاه است زیرا اگر دستهایتان را زنی بیند ممکن است تحریک شود و گناه مرتکب شده ایدوبهتر اینست که یقه پیراهنتان هم آخوندی شود که بسیار زیباست در وحله بعد انگشتر عقیقی فراهم کرده در دستتان کنید البته هر چه بزرگتر باشد بهترو تسبحی هم اگر دردستتان بود که آخرشه ،کفشهایتان هم اگر نعلین باشد بسیار زیباتر میشوید.
در مرحله بعد در فکر ازدواج موقت باشید ورقم آنرا اگر به 4یا 5برسانید که بهترین کار را کرده اید و اصلا کاری به اعتراض همسرتان نداشته نباشید ،فقط وفقط به فکر کار خیرتان باشید.
همیشه یک قدم جلوتر از همسرتان راه بروید و دست وی را نگیرید زیرا خوبیت ندارد.همیشه با این فکر زندگی کنید که زن باید از شما پیروی کند پس به طور دقیق از رفت وآمد وحرکاتش باخبر باشید و باید از شما برای هر کاری اجازه بگیردولی در قبال همبستر شدن با او به وی پول پرداخت کنید و اگر به شما تمکین نکرد به او نفقه ندهید.
قسمت پنجم:مسائل متفرقه و مهم
در این قسمت به اعمال متفرقه میپردازم
1-برای هر مشکل یا مسئله ای که دارید میتوانید به کتاب دست نوشته یک مرجع به نام رساله و یا به کتابهای مرجع اسلامی مثل حلیه المتقین مراجعه کنیدو یا به استفتائیه حضرت فعلی رجوع شود که بسیارعمل درستی است .و اگر به مشکلی برخورد کردید سریعا به جمکران رفته آنرا بر کاغذی نوشته در چاه آنجا بیندازید .زیرا امام زمان در آن چاه نشسته و با دفتر ودستک عریض وطویلی به رفع ورجوع کارها میپردازد پس با مسلمان شدن هیچ مشکلی را نباید حس کنید.
2-برای مسافرت و میهمانی از کفش هائی به رنگ قرمز وزرد استفاده کنید که صواب دارد.
3-بهترین عطر برای استفاده یک مسلمان گلاب است یا عطوری که از مشهد می توانید تهیه کنیدوخود را معطر کنید.
4-برای رسیدن به اهدافتان دروغ گفته زیرا تقیه کرده ایدو ترسی نداشته باشید
5-اگر توانستید به خود بمب ببندید و کافران را بکشید عمل شهادت ظلبانه انجام داده ایدو یک راست به بهشت میروید
6-ضمنا خمس وزکات فراموش نشود.
اگر این امور را انجام دادید بدانید مسلمان واقعی شده اید و دینتان کامل وحتما به بهشت خواهید رفت.