الف -قبل از هر چیزی ابتدا 4 بخش از صحبتهای واعظان اسلامی که در زمان حال بیان شده را کامل ببیند
1-
2
3
4
ب- اکنون بخش زیر کلام ملای دیگری که حدود 35تا 40 سال پیش بر زبان آورده است
آیا در ماهیت این دو بخش تفاوتی احساس کردید؟آیا ریشه وبنیان آنها تغییری کرده است؟ آنچه در بخشهای بالا مشاهده کردید خطابه های جدید وقدیمی که 35تا 40 سال از آن می گذرد ولی از حیث اصالت بر یک بنیان استوارند و فقط در ظاهر و طرز بیان متفاوتند هر دو مردم را بی شعور فرض کرده و با بیان اظهاراتشان سعی در تبلیغ و تلقین اراجیفی دارند که در ذهن هر ذی شعور وفهمی هیچ محلی از اعراب ندارد.
اصولا با تحجر در تعاملند و کوشش در عقب بردن انسانها دارند ،فقط با یک تفاوت که در زمان حال تکنولوژی وعلم بسیاری از خرافات را رو کرده و مثلا اگر در زمان قدیم به کسی قسم امامی را میدادند به خاطر جو آنزمان و عدم آگاهی از واقعیت های دینی بر اساس باور یا ترس کاری را انجام میداد یا امتناع می ورزید ولی حالا با ظاهر شدن چهره واقعی اسلام آن ترس بی جا رنگ باخته وجائی ندارد.
ولی اربابان و حکام اسلامی میدانند مادامی که عقاید کور وجهالت چتر خود را بر تفکروذهن روشن پهن کرده دکانشان رونق دارد و تا آگاهی جایگاهی نداشته باشد میتوانند سرمایه کشور را به یغما ببرندپس باید خرافات را رواج دهند واصولا چون میدانند مردم و بویژه عوام ترس از دین وعاقبت وبهشت وجهنم را اگر باور کنند به واسطه همان ترس غلام حلقه به گوش میشوند پس باید اراجیف هم گسترده شود.
هزاران سال از پیغمبر وامامان وامام زمان گفته اندوهزاران روایت از آنها نقل کرده اند وهر چه پیش می رویم به احادیث اضافه میشود و با هر موضوعی روبرو میشوند حدیثی به همان تناسب میسازندونمیدانم از کجایشان در می آورند که سریع و فی البداهه بوده ولی مهم احمق تصور کردن مردم است .
نمیدانم تا کی باید برای حماقت امامی که با 72 نفر به جنگ 20000رفت و یا کودک 6 ماهه را با خود به جنگ برد بر سر ومغزمان بزنیم ونمیدانم تا کجا باید کلمات قصار زنی (منظورم فاطمه است ) که فراتر از طول عمرش صحبت دارد را سرمشق بگذاریم ،تا کی باید باور کنیم کسی را که دستش را قطع کرده اند باز هم در تلاش آوردن آب است وتا کی باید در انتظار امامی باشیم که زمانی در عصر تکنولوژی ظهور کندوبا شمشیر واسب بر علیه تمام سلاح ها ی مدرن قیام کند و بعد از مدتی کوتاه و جاری کردن جوی خون کشته شود .
اگر بخواهیم از این خزعبلات سر هم کنیم زمان مجال نمیدهد ولی چیزی که مهمه تکراری بودن این مطالب بوده وتا یادمان هست همینهاست و تفاوت فقط در طرزو نوع و جایگاه و میدان بیان است .اگر چه در قدیم هم این چرندیات گفته می شد ولی مثل الان ملایان جایگاه نداشتند منظورم در دست داشتن ابزار قدرت است که زمام امور را در دست گرفته اند و کسی جرات انتقاد ندارد ،کسی نمیتواند جلوی آنها را بگیرد که مبارزه با خدا قلمدادمیگردد از طرفی متولیان دولت نیز با پروبال دادن به این مسائل حوزه بسط آنها را گسترده میکنند. در جائی که رئیس جعلی دولت در جلسات برای امام زمان صندلی میگذارد ویا هاله نور اطرافش میبیند ،خرافه وخرافه گرائی نیست؟و بامسئله ارتباط بی حجابی وزلزله فرقی دارد؟دوباره میگویم آیا ماهیتا تفاوتی حس میکنید؟
همانگونه که قبلا نیز گفتم تفاوتها در جایگاه بیان است یعنی تریبون ، اگر چه ازسالهای دور هم این کلمات بر زبان اسلامیون جاری میشد ولی از مسجد بیرون نمیرفت ومحدود میشد به جمعی پیره مرد وزنی که به قول معروف سایه عمرشان لب دیوار است یا جوانان جاهل و عامی که باورهای غلط را انتخاب کرده اندو در همان جا با قطره اشکی تمام میشد وبه بیرون درز نمی کرد ولی در حال حاضر با گسترش رسانه های تلویزیونی وماهواره ای وسایت های اینترنتی از یک طرف و در دست داشتن تمام قدرت وابزارهای دولتی از طرفی مبانی تفکراتی خودشان را در عالم فراگیر میکنند و تمام دنیا شاهد این چرندیاتند و در مردمان سایر دول این موضوع متبلور میشود که ایرانیان در جهالت به سر می برند ومتاسفانه عده ای هم که منافعشان تامین است به این افکار پروبال میدهند و صاحبان قدرت که محور این قدرت را در جهالت مردم یافته اند هر روز با ساختن روایاتی ودست گذاشتن بر احساسات عوام که همیشگی بوده به اهدافشان نائل میگردند وتنها راه آزادی از قید استثمار مذهبی برچیدن سایه دین جهل وجوراسلامی از سر ایران است که به امید آن روز هنوزنهال زنده ماندن در ایرانی آزاد شکوفا خواهد ماند